فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٣ - بررسى جغرافياى انسانى ايران پس از اسلام
قاضى عياض در پيشگفتار كتاب «ترتيب المدارك» درباره انتشار مذهب مالك مى نويسد: مذهب امام مالك به خراسان و ماوراى عراق از طريق يحيى بن يحيى تميمى و برخى ديگر، راه يافت و ساليان درازى، امامانى به مذهب مالكى در آنجا فتوا مى دادند، آنگاه در قزوين و در نقاط كوهستانى ايران مانند همدان و كرمانشاهان نفوذ كرد و در عين حال بر برخى ازاين شهرها مذهب ابوحنيفه و شافعى چيرگى داشت.[١]
بروكلمان خاورشناس مشهور اروپايى مى نويسد: آنگاه كه شاه اسماعيل صفوى بر تبريز دست يافت اين شهر سيصد هزار نفر جمعيت داشت كه يك سوم آن را شيعه و دو سوم آن را سنى تشكيل مى داد.[٢]
اين كلمات كه خلاصه آن را از محققان تاريخ نقل كرديم، حاكى از آن است كه مذهب حاكم بر ايرانيان به صورت كلى، تا اواخر قرن دهم، تسنّن بوده و از دوران صفويه به بعد، مذهب شيعه گسترش يافت.
ابن اثير در «الكامل فى التاريخ» مى نويسد: سلطان محمود بر خلاف روش پدر، بارگاه حضرت على بن موسى را تعمير كرد، در حالى كه پدر او آن را ويران كرده بود و مردم طوس هر كس را كه به زيارت آن حضرت مى رفت، اذيت مى كردند. علت اين كه او راه خلاف پدر را در پيش گرفت، آن بود كه اميرمؤمنان را در خواب ديد كه به او مى گويد: تا كى اين جريان به همين حالت، خواهد ماند؟ او در عالم رؤيا فهميد كه مولا از ويرانى بارگاه فرزندش ناراحت است.[٣]
[١] ترتيب المدارك، ج١، ص ٥٣.
[٢] تاريخ المذاهب الاسلامية، ج١، ص ١٤٠.
[٣] الكامل فى التاريخ، ج٥، ص ١٣٩.