فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٧٨ - ٤ نفوذ معنوى و نا آگاه
البته ممكن است گاهى اين گونه امور را با تلقين وامثال آن توجيه كرد، ولى مسلماً اين تفسير براى همه موارد صحيح نيست، بلكه راهى جزاين ندارد كه بپذيريم كه اين آثار نتيجه شعاع اسرار آميزى است كه از درون ذات انسانهاى بزرگ بر مى خيزد.
سرگذشت هاى فراوانى در تاريخ پيشوايان بزرگ مى بينيم كه جز از اين راه نمى توان آنهارا تفسير كرد.
برخورد يكى از بت پرستان مكه به نام «اسعد بن زراره»، به پيامبر(صلى الله عليه وآله)دركنار خانه كعبه وتغيير جهش آساى طرز تفكر او ـ و يا آنچه دشمنان سرسخت پيامبر(صلى الله عليه وآله) نام آن را سحر مى گذاردند ومردم را به خاطر آن از نزديك شدن به او باز مى داشتند ـ همه حاكى از نفوذ شخصيت پيامبر(صلى الله عليه وآله)در افراد مختلف، از اين طريق است[١]. همچنين آنچه درباره تأثير پيام امام حسين(عليه السلام)روى فكر «زهير بن غين بَجَلى» درمسير كربلا نقل شده تا آنجا كه با شنيدن پيام امام حتى نتوانست لقمه اى را كه در دست داشت به دهان بگذارد، و آن را به زمين نهاد وحركت كرد. ويا كشش عجيب و فوق العاده اى كه «حربن يزيد رياحى» درخود احساس مى كرد، و با تمام شجاعتى كه داشت همچون بيد مى لرزيد وهمين كشش سرانجام اورا به صف مجاهدان كربلا كشيد وبه افتخار بزرگ شهادت نايل آمد.
ويا داستان جوانى كه درهمسايگى «أبو بصير» زندگى داشت، وبا ثروت سرشارخود كه از خوش خدمتى به دستگاه بنى اميه فراهم ساخته بود به عيش ونوش وبى بند وبارى پرداخته بود وسرانجام با يك پيام امام صادق(عليه السلام) بكلى دگرگون شد وهمه كارهاى خود را درهم پيچيد وتمام اموالى را كه از طريق
[١] اعلام الورى ص ٣٥ ٤٠ نگارش طبرسى.