فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٣٦ - شيوه روى كار آمدن خليفه سوم
روش شيخين حكومت كنى. امام در پاسخ فرمود: من بر طبق كتاب خدا و سنّت پيامبر و تشخيص خودم عمل خواهم كرد.
سپس رو به عثمان كرد و همان پيشنهاد را تكرار كرد. عثمان پذيرفت وى در اين لحظه دست خود را به عنوان بيعت بر دست عثمان زد و به عنوان اميرمؤمنان بر او سلام كرد.
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل، كه چگونه با مصالح اسلام و مسلمين بازى شده و با شورايى كه به شوخى بيشتر شبيه بود خليفه انتخاب شد، آنگاه اعتقاد به امامت آنان به عنوان يك عقيده رواج يافت.
ما درباره گزينش امام على(عليه السلام) به وسيله بيعت مهاجرين و انصار در فصل هاى آينده سخن مى گوييم و روشن مى سازيم كه به حق، گزينش در آنجا با كمال انتخاب و اختيار صورت گرفت ولى امويان و عباسيان، خلافت را به سان توپ به هم پاس دادند.
پس از شهادت اميرمؤمنان، هر چند مدت كوتاهى، حسن بن على(عليه السلام) با بيعت سپاهيان امام على به خلافت رسيد ولى دسيسه هاى معاويه كه خود را وارث عثمان مى دانست، سبب شد كه امام، خلافت را به خاطر مصالحى والاتر، رها كند. معاويه به زور و نيرنگ و به دليل ناآگاهى مردم شام به خلافت رسيد و در سال ٦٠هـ درگذشت.
پس از درگذشت او كثيف ترين فرد از خاندان ابوسفيان، يعنى يزيد بن معاويه به نام اميرمؤمنان بر تخت خلافت تكيه زد. او در مدت كوتاه حكومت خود، اعمالى را مرتكب شد كه از شنيدن آنها عرق شرم بر پيشانى انسان مى نشيند. در نخستين سال، حسين بن على را به شهادت رساند و در سال دوم