فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٠ - وراثى بودن خلافت
چگونه مى توان گفت تشيع ساخته و پرداخته ايرانى هاست، در حالى كه بزرگان اهل سنت در قرون اول هجرى برخاسته از ايران هستند مانند بخارى و مسلم و ترمذى و نسائى و ابن ماجه و حاكم نيشابورى و بيهقى و همچنين كسانى كه پس از اين طبقه آمده اند.
اصولاً روزى كه ايرانيان اسلام را پذيرفتند، آن را با صبغه تسنن قبول كردند و قرن ها بر همان عقيده پا برجا بودند و شيعه جز جمعيت هاى كوچكِ پراكنده در گوشه و كنار ايران پيروانى نداشت.
اصولاً بذر تشيع در ايران با مهاجرت عرب هاى اشعرى يمنى به قم و كاشان، افشانده شد، آن هم در اواخر قرن اوّل، در حالى كه اسلام در سال ١٧هجرى وارد ايران شد و پس از گذشت سال ها جسته و گريخته شيعيان در ايران ظهور كردند.
نتيجه اين كه تشيع، در منطقه عربى، پا به عرصه نهاده و با همين صبغه اسلامى عرضه شده و هيچ رنگ و بويى جز اسلام نداشت.
وراثى بودن خلافت
در آغاز بحث يادآور شديم كه وراثى بودن امامت دستاويزى براى برخى از مستشرقان شده كه بگويند تشيع رنگ ايرانى دارد، در حالى كه خلافت سنّى نيز پس از قتل عثمان تا قرن هفتم، رنگ وراثى داشت، و پس از درگذشت معاويه دوم(٦٤)، خلافت از آنِ آل مروان شد و تا سال ١٣٢هـ ، به صورت وراثى دست به دست مى گشت. پس از روى كار آمدن عباسيان نيز خلافت، موروثى گشت و تا سال ٦٥٦هـ كه به وسيله هلاكو منقرض گشت همچنان با وراثت انتقال مى يافت.