فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨٢ - قرآن و عقد موقت
(وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِمّا مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ).[١]
«آنها كه توانايى ازدواج با زنان آزاد با ايمان و پاكدامن ندارند، مى تواند با زنان مؤمن از ميان كنيزان كه در اختيار شماست ازدواج كنند».
و نيز به ازدواج با كنيزان در آغاز اين آيه اشاره شده است:
(وَالْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاّ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ).[٢]
با توجه به اين تحليل، ديگر جايى براى بازگويى ازدواج دائم و مهر آن نيست. چگونه مى توانيم اين جمله را حمل بر ازدواج دائم و رعايت مهر آن كنيم در صورتى كه جز تكرار چيزى نخواهد بود؟ ناچار بايد اين فقره از آيه را ناظر به نوع جديدى از ازدواج بدانيم كه در آيات قبل و بعد نيامده است.
بهترين دليل بر اين كه اين آيه ناظر بر ازدواج موقت است، همين تجزيه و تحليل است كه انجام داديم، زيرا در غير اين صورت تكرار بيجا خواهد بود، زيرا ازدواج دائم، هم اصل آن، در آيات پيشين آمده هم پرداخت مهريه، چه لزومى دارد كه بار ديگر تكرار شود؟
نكته ديگر كه بايد در تفسير اين فقره از آيه گفت اين است كه (فما استمتعتم) را خواه بر عقد دائم حمل كنيم و يا بر عقد موقت به معناى هر نوع لذت بردن نيست، بلكه به معناى عقد استمتاع است، يعنى «هر موقع و يا با هر كس عقد استمتاع بستيد» زيرا در غير اين صورت لازمه آن اين است كه مهريه تا عمل جنسى انجام نگرفته بر ذمه شوهر تعلق نگيرد، در صورتى كه «مهريه» به
[١] نساء/٢٥.
[٢] نساء/٢٤.