فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠٢ - تلاشهايى براى اثبات وجوب غسل
باشد اما چرا اين كار با مسح صورت نمى پذيرد؟ شخص نگارنده در حالى كه معتقدم مقصود از كعبين، دو برآمدگى است، اما با رطوبت كف دست روى پاها را تا برآمدگى پشت پا مسح مى كند و اين رطوبت براى اين كار كافى است.
٤. اماميّه معتقد است كه مقصود از كعب، برآمدگى پشت پاست كه جاى بستن بند كفش است و ناگفته پيداست، در اين صورت در هر پا يك كعب بيشتر نيست، در حالى كه قرآن مى فرمايد:(إلى الكعبين)، در حالى كه از نظر اماميه بايد بگويد: إلى الكعاب، چنان كه شستن دستها گفته «إلى المرافق».
پاسخ: اوّلاً اين كه مى گويد: در فقه اماميه كعبين، بلندى پشت دو پاست، مطلب درستى نيست بلكه مسأله اختلافى است، اكثريت همان قول را برگزيده اند، در حالى كه بقيه مى گويند: مقصود مفصل است يعنى نقطه التقاى ساق با قدم. و برخى مى گويند مقصود برآمدگى پشت هر پاست.
فرض كنيم كه مقصود از كعب، همان برآمدگى پشت پا باشد، علّت تثنيه به خاطر آن است كه هر انسانى، مجموعاً دو كعب بيشتر ندارد و لذا فرموده: إلى الكعبين و به ديگر سخن تثنيه كعبين به خاطر هر يك در پا نيست، بلكه به خاطر هر مكلف است. تو گويى چنين مى گويد: «فامسحوا برؤوسكم وأرجلكم إلى الكعبين منكم».
تا اين جا يك رشته دلايل فقهى بود كه صاحب «المنار»، اينها را مطرح كرده است.[١] ولى در دنباله، او به سخنان دور از فقه رو مى آورد: من تصور نمى كنم كه مسح بر پا با رطوبتى كه در دست هست، حكمتى داشته باشد، بلكه
[١] المنار، ج٦، ص ٢٣٤.