فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٤٢ - ١ احقاق حق امام در شرايط گوناگون
او فرموده باشد: «من كنت مولاه فهذا على مولاه، اللّهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله»؟ همه گفتند: به خدا، نه![١]
* در سال ٣٥هـ كه امام(عليه السلام) به عنوان يك وظيفه شرعى، خلافت را پذيرفت، در روزى كه به نام «يوم الرحبه» معروف است و جمعى از ياران پيامبر در آنجا گرد آمده بودند، چنين فرمود: من شما را به خدا سوگند مى دهم كدام يك از شما در روز غدير خم، اين جمله را شنيديد: «ألا، من كنت مولاه فعلىّ مولاه، اللّهم وال من والاه وعاد من عاداه وأحبّ من أحبّه وأبغض من أبغضه، وأعن من أعانه؟».
جمعى برخاستند و گفتند: ما شنيديم. در ميان آنان ابوايوب انصارى و سهل بن حنيف و خزيمة بن ثابت و عبدالله بن ثابت انصارى حضور داشتند.[٢]
استدلال امام بر حقانيت خويش منحصر به مواردى كه يادآور شديم، نبوده است. او در هر موقعيت مناسب مهر خاموشى را مى شكست و حقيقت را بازگو مى كرد.
پس از درگذشت پيامبر(صلى الله عليه وآله)، دخت گرامى اش صديقه طاهره و فرزندان وى حسن و حسين(عليهما السلام) حتى عبدالله بن جعفر و عمار ياسر با حديث غدير بر حقانيت على(عليه السلام) احتجاج مى كردند. شگفت اينجاست آنگاه كه رابطه «عمروعاص» با معاويه به تيرگى گراييد، وى در ضمن قصيده اى فضائل على را برشمرد و نصب على را در روز غدير بر خلافت، در شعر خود گنجانيد.[٣]
[١] الصواعق المحرقه، ابن حجر، ص ٧٥; مناقب خوارزمى، ص ١٣٥، شماره١٥٢.
[٢] اسدالغابه، ابن اثير، ج٣، ص ٣٠٧ و ج٥، ص ٢٠٥.
[٣] درباره اين قصيده به كتاب الغدير ، ج٢، ص ١٥٩ به بعد مراجعه كنيد.