فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٨٣ - ٢ عبدالعظيم حسنى و عرضه عقايد بر امام هادى(عليه السلام)
٢. عبدالعظيم حسنى و عرضه عقايد بر امام هادى(عليه السلام)سيد عبدالعظيم حسنى از احفاد سبط اكبر و نسب وى به امام حسن مجتبى(عليه السلام) به قرار زير است:
«عبدالعظيم بن عبدالله بن على بن الحسن بن زيد بن الحسن بن على بن أبى طالب(عليه السلام)».
او از اصحاب امام هادى(عليه السلام)، و نويسنده كتاب خطبه هاى اميرمؤمنان(عليه السلام)است، و از ترس حاكمان عباسى، به رى پناهنده شد و به صورت فردى ناشناس زندگى مى كرد، و كمتر از خانه بيرون مى آمد. معمولاً روزها روزه مى گرفت و شبها به عبادت مى پرداخت، ولى به تدريج شيعيان او را شناخته و با او ارتباط برقرار كردند و سرانجام در رى به لقاءالله پيوست.
او خدمت امام هادى(عليه السلام) رسيد و نحوه ديدار خود را با امام چنين تعريف مى كند: آنگاه كه چشم حضرت، به من افتاد فرمود:«مرحباً بك يا أبا القاسم! أنت وليّنا حقّاً»; «خوش آمدى، اى ابوالقاسم! تو به راستى دوست و ياور ما هستى»، من از اين كه مورد لطف امام قرار گرفتم، بسيار خرسند شدم، سپس عرض كردم مى خواهم اعتقادات خودم را به شما عرض كنم، اگر درست است بر آن ثابت و استوار بمانم تا به ديدار خدا بشتابم.
امام هادى(عليه السلام) فرمود: بيان بفرما;
گفتم: من معتقدم خداى تبارك و تعالى يكى است، مِثل ندارد و صفات او خارج از حدّ ابطال و تشبيه است.[١] خدا جسم و صورت و عرض و جوهر
[١] مقصود از ابطال، نفى واقعيت صفات از خداست، چه صفات ذات و چه صفات افعال، و مقصود از تشبيه اين است كه آنها را بر معناى لغوى حمل كنيم و گفته شود خدا دست و چشم و صورت معمولى بشر را دارد.