فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٤٤ - شيعه و علوم عقلى
«آيا آنان بدون علت و سبب پديد آمده اند يا خود خويشتن را آفريده اند، آيا آنان آسمان و زمين را آفريده اند. بلكه آنان به هيچ چيز يقين ندارند».
با اين كه راه و روش اسلام، دعوت به تفكر برهانى است، متأسفانه گروهى به جاى انديشيدن در معارف بلند قرآنى و حديثى، فريفته به احاديث يهودى و نصرانى شده و راه تشبيه و احياناً تجسيم را پيش گرفته اند و خود را از هر نوع تفكّر عقلانى رهايى بخشيده اند. شهرستانى نقل مى كند كه برخى از اين سطحى نگرها براى خدا همه نوع عضو قائلند جز ريش و فرج و مى گويند: اعفونى عن الفرج واللحية واسألونى عمّا وراء ذلك».[١]
آزادى دادن به احبار يهود و رهبان نصارا كه به ظاهر اسلام آورده بودند، سبب شد كه گروه عظيمى از محدثان قرن دوم وسوم، راه تشبيه را در پيش بگيرند و برخى كه خواستند به آن آلوده نشوند، راه ديگرى را برگزيده و گفتند: انسان توانايى شناخت عالم ماوراء طبيعت را ندارد.
مسلماً اين مطلب درست نيست و ما مى توانيم به عالم بالا راه پيدا كرده و آن را از نزديك مشاهده كنيم امّا نه مشاهده حسى بلكه مشاهده عقلى و اين كار از دو راه صورت مى پذيرد:
١. نگاه عميق و دقيق به اسرار و قوانين طبيعت كه خود، ما را به جمال و كمال آفريدگار رهبرى مى كند.
٢. ترتيب قياس هاى منطقى كه اگر هر يك از صغرى و كبرى يقينى باشد، ما را به نتيجه قطعى رهبرى مى كند، واين راه همان است كه اميرمؤمنان(عليه السلام) و
[١] ملل و نحل، ج١، ص ١٠٥.