فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٧ - ٣ ايرانى بودن تشيّع
(قال إنّى جاعلك للناس إماماً قال ومن ذرّيتى قال لا ينال عهدى الظالمين).[١]
«(خدا)گفت من تو را پيشواى مردم مى سازم. ابراهيم عرض كرد: از دودمانم نيز امامانى قرار بده. فرمود: عهد و پيمان من به ستمكاران نمى رسد».
اوصياى تمام پيامبران، از همان دودمان بودند و نه غير آن، حتى در جامعه عرب، كه بت پرست بودند، آن چنان نبود كه با مرگ شيخ قبيله، شيرازه قدرت پاشيده شود، و فرد بيگانه اى جاى او را بگيرد. بنابراين موروثى بودن رهبرى، از ويژگى هاى ايرانيان نبود، بلكه اين اصل در جوامع ديگر نيز به نوعى حاكم بوده و اگر موروثى بودن حكومت، سبب گرايش ايرانيان به تشيع گرديد، بايد سبب گرايش ديگر جامعه ها نيز بشود زيرا اين اصل در چشم انداز تمام مردم آن زمان قرار داشت.
ثانياً: همان طورى كه گفته شد تشيع در مدينه متولد شد و در زمان رسول خدا، پيش رفت و اين پيش از آن بود كه ايرانيان به اسلام مشرف شوند.اميرمؤمنان(عليه السلام) آنگاه كه به منصب خلافت ظاهرى رسيد، سه نبرد سنگين با پيمان شكنان، و ستمكاران و خوارج داشت و لشكر او را عمدتاً عرب هاى اصيل يمنى و حجازى تشكيل مى دادند، تاريخ مى گويد: ستون فقرات ارتش على را گروهى از قريش و گروه ديگرى از اوس و خزرج و قبايلى از يمن مانند: مَذْحج و هَمْدان و طىّ و كَنْده و تميم و مُضَر تشكيل مى دادند. سران و فرماندهان سپاه او
[١] بقره/١٢٤.