فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٤٨ - ٣ هشام بن حكم
احمد امين مى گويد: او يكى از شخصيت هاى برجسته شيعه در علم كلام و در مناظره، قوى و نيرومند بود و با معتزله مناظره هايى دارد. در كتابهاى ادبيات، مناظرات فراوانى از او نقل شده كه حاكى از حضور ذهن او در مسائل است.
هشام بن حكم در آغاز جوانى، از ابوشاكر ديصانى كه داراى انديشه هاى نادرست در معارف بود پيروى مى كرد، آنگاه از او بريد و به جهم بن صفوان جبرى پيوست. او هم در سال ١٢٨هـ در «ترمذ» كشته شد. آنگاه دست تقدير او را به سوى امام صادق(عليه السلام) هدايت كرد و به آيين اماميه گرويد و مكتب حق را از حضرتش آموخت. اگر آراى نادرستى از هشام بن حكم نقل مى شود، مربوط به دوران جوانى اوست كه با ابوشاكر و يا صفوان گذرانده است، امّا پس از آن كه به امام صادق(عليه السلام) پيوست، فكر و انديشه او دگرگون گشت و به صورت يكى از مدافعان عقايد اماميه درآمد. مرحوم شيخ عبدالله نعمه كه يكى از علماى بارز لبنان است، كتابى پيرامون زندگانى هشام بن حكم نوشته و ما را از گسترده گويى بى نياز ساخته است.
امروز بر اثر يك رشته پديده هاى نادرست در جامعه ما، افرادى هستند كه انسانها را از تعقلهاى برهانى و فلسفى و حتى كلامى باز مى دارند، و تصوّر مى كنند كه راه صحيح اين است كه فقط به آيات و اخبار مراجعه كنيم و از علوم عقلى بهره نبريم. اين سخن از جهاتى نادرست است كه ما در اينجا به نقل حديثى بسنده مى كنيم تا روشن شود پيشوايان معصوم ما، افراد متكلمى را در دامن خود پرورانده اند. كلينى نقل مى كند: مردى از شام به محضر امام صادق(عليه السلام)آمد تا با شاگردان آن حضرت به مناظره بپردازد. در اين هنگام، امام به يونس بن