فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٨٠ - ٥ ترسيم هدف آفرينش
آيا تعجب دارد اگر وجود امام(عليه السلام) درزمان غيبت با امواج جاذبه معنوى خود افكار وجانهاى زيادى را كه در دور يا نزديك قرار دارند هدايت كند، واز سرگردانى رهايى بخشد ؟ ولى نمى توان ونبايد فراموش كرد كه همان گونه كه امواج مغناطيسى زمين روى هر آهن پاره اى بى ارزش اثر نمى گذارد بلكه روى عقربه هاى ظريف وحساسى كه آب مغناطيس خورده اند، ويك نوع سنخيت وشباهت با قطب فرستنده امواج مغناطيسى پيدا كرده اند اثر مى گذارد، همينطور دل هايى كه راهى با امام دارند وشباهتى را در خود ذخيره نموده اند، تحت تأثير آن جذبه غير قابل توصيف روحانى قرار مى گيرند.
با در نظر گرفتن آنچه دربالا گفتيم يكى ديگر از آثار و فلسفه هاى وجودى امام(عليه السلام) در چنين دورانى آشكار مى گردد.
٥. ترسيم هدف آفرينش
هيچ عاقلى بى هدف، گام برنمى دارد. و هرحركتى كه در پرتو عقل و علم انجام گيرد درمسير هدفى قرار خواهد داشت; با اين تفاوت كه هدف در كار انسان ها معمولا رفع نيازمندى خويش وبر طرف ساختن كمبودهاست، ولى دركار خدا هدف متوجه ديگران ورفع نيازهاى آنهاست، چرا كه ذات او از هر نظر بى پايان است وعارى از هرگونه كمبود وبا اين حال انجام دادن كارى به نفع خود درباره او مفهوم ندارد. حالا به اين مثال توجه كنيد:
در زمينى مستعد و آماده، باغى پر گل وميوه احداث مى كنيم، در لابلاى درختان و بوته هاى گل، علف هرزه هايى مى رويند، هر وقت به آبيارى آن درختان برومند مى پردازيم علف هرزه ها نيز از پرتو آنها سيراب مى شوند.