فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٤ - ٢ تشيع وعبدالله بن سبأ
اين كار خليفه و ده ها كار ديگر او كه تاريخ متذكر شده سبب شورش شده است.اين كارهاى ناروا سبب شد كه مصريان و عراقيان بر ضد او بشورند و پس از اتمام حجت ها او را بكشند، نه اين كه بر اثر تبليغات يك يهودىتبار، بدون زمينه و علل و اسباب سياسى و اجتماعى، اين حادثه پيش آيد.
٢. دقت در بررسى زندگى خليفه سوم اين نكته را ثابت مى كند كه او هرگز مخالفت و اعتراض را تحمل نمى كرد و هر نوع صداى مخالف را خاموش مى ساخت و صداى معترضان را با كتك زدن و تبعيد كردن، خاموش مى كرد، مثلاً ابوذر غفارى را به ربذه تبعيد كرد، عمار ياسر را آن قدر زد كه دنده او شكست و همچنين با ديگر معترضان نيز رفتار مشابهى داشت، آيا صحيح است با داشتن استانداران اموى نيرومند، چنين مرد يهودى تبار در استان هاى عراق و مصر و شام بگردد و بتواند جمعى را براى شورش آماده سازد، ولى خليفه وقت و ياوران او عكس العملى نشان ندهند؟!
٣. از آن شگفت آورتر اين كه بزرگانى از صحابه و تابعان فريب اين يهودى تبار را خورده و دنباله رو او شده باشند.
از اين جهت گروهى از محققان معاصر، عبدالله بن سبأ را افسانه تاريخى شمرده و گفته اند: فردى با اين اوصاف كه طبرى از او ياد مى كند شبيه داستان ليلى و مجنون است كه انديشه هاى شاعران و خيال پردازان، آن را ساخته است.
البته اين بدان معنا نيست كه كسى بدين نام وجود نداشته و كار خلافى مرتكب نشده است، آنچه مايه انكار است اين است كه فردى به اين سادگى بتواند صحابه و تابعان را فريب دهد و مردم استانها را به سادگى بر ضد خليفه