فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٤٤ - ٢ چرا از قدرت بهره نگرفت
مِنَ الْمَوتِ! هَيْهات بَعْدَ اللَّتَيا والَّتى! واللهِ لابن أبى طالِب آنَسُ بِالْمَوتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ، بَلِ انْدَمَجْتُ عَلى مَكْنُونِ عِلْم لَوْ بُحْتُ بِهِ لاَضْطَرَبْتُمْ اضْطِرابَ الأرشِيَةِ فى الطَّوىِّ الْبَعِيدَةِ!».[١]
«اى مردم! امواج كوه پيكر فتنه ها را، با كشتى هاى نجات (علم و ايمان و اتحاد) در هم بشكنيد از راه اختلاف و پراكندگى كنار آييد، تاج تفاخر و برترى جويى را از سر برداريد.
(دو كس راه صحيح را پيمودند) آن كس كه با داشتن يار و ياور و نيروى كافى به پا خاست و پيروز شد، و آن كس كه با نداشتن نيروى كافى كناره گيرى كرد و مردم را راحت ساخت.
زمامدارى بر مردم همچون آبى متعفن و يا همانند لقمه اى است كه گلوگير مى شود; آن كه ميوه را پيش از رسيدن بچيند، مانند كسى است كه بذر را در كوير و شوره زار پاشد(هر قيامى وقت معينى دارد تا به ثمر برسد و اگر پيش از موعد دست به آن زده شود بى حاصل و بى نتيجه خواهد ماند).
اگر سخن گويم(و حقّم را مطالبه كنم) گويند: بر رياست و حكومت حريص است، و اگر دم فرو بندم (و ساكت نشينم) خواهند گفت از مرگ مى ترسد!
(اما) هيهات پس از آن همه جنگ ها و حوادث (اين گفته بس ناروا است).
[١] نهج البلاغه، خطبه٥.