فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٢٦ - امام كاظم(عليه السلام)
است. لذا جاسوسانى را گمارد كه فعاليتهاى او را زير نظر بگيرند. سرانجام جاسوسان به هارون گزارش كردند كه اسامى شيعيان عراق در اختيار محمدبن ابى عمير است، ازاين رو محمد به دستور هارون دستگير وزندانى شد وزير فشار قرار گرفت كه اسرار و اسامى آنها را فاش سازد. اوحاضر به افشاى اسرار نشد، سرانجام او را لخت كرده و درميان دو چوب قرار دادند وصد تازيانه بر پيكر او نواختند[١].
امام با انتخاب شيوه هاى درست مخفى كارى، توانست در عصر حاكمانى مانند منصور دوانيقى، مهدى عباسى، هادى عباسى، جان به سلامت ببرد اما در زمان حكومت هارون كه وى خود را خليفه اى موفق در تمام جهات مى دانست، ولى در جبهه مبارزه با شيعيان وعلاقمندان بيت علوى خودرا شكست خورده تشخيص ميداد، امام دستگير وزندانى گرديد، زيرا هارون با خود فكر كرد كه تا مركز رهبرى اين جبهه را از كار نيندازد، همه كوشش هاى او بى فايده خواهد بود. ازاين رو تصميم گرفت كه امام كاظم(عليه السلام) را بازداشت كند. هارون در پى اين تصميم وارد مسجد پيامبر شد ورو به قبر مطهر آن حضرت كرد وگفت: اى پيامبر، من از تصميم بر اقدامى كه گرفته ام پوزش مى طلبم، زيرا مى خواهم موسى بن جعفر را بازداشت وزندانى كنم، ومى ترسم درميان امت اسلامى ايجاد شكاف واختلاف كند و موجب خونريزى گردد.
از اين جهت فرداى آن روز دژخيمان هارون امام را درمسجد پيامبر كه مشغول نيايش ونماز بود دستگير كردند واحترام خانه خدا وحرم پيامبر را زير پاى نهادند.
[١] رجال نجاشى ٢/ ٢٠٤ ط بيروت.