فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٦ - ٥ تشيع زاييده جنگ صفين
مخالف تحكيم، و «خوارج» ناميده شدند.[١]
اين انديشه واهى به سان انديشه هاى پيشين، هيچ مدرك صحيحى ندارد، اتفاقاً مؤسس اين نظريه، از نوشته طبرى، تأثير پذيرفته، در حالى كه عبارت او حاكى از آن است كه تشيع قبل از مسأله تحكيم، وجود داشته است، طبرى مى نويسد: «فلمّا دخلَ علىٌّ الكوفةَ وفارقتْه الخوارجُ وثبتْ إليه الشيعةُ، فقالُوا فى أعناقِنا بيعةٌ ثانيةٌ نحن أولياء مَن واليتَ واعداء من عاديتَ».[٢]
آنگاه كه على به كوفه آمد، خوارج از او جدا شدند، شيعيان دور على را گرفتند و به او گفتند:ما بيعت دومى نيز بر گردن داريم، ما دوستان كسى هستيم كه تو را دوست بدارد و دشمنان كسى هستيم كه تو را دشمن بدارد.
اين جمله(وثبتْ إليه الشيعةُ) حاكى از آن است كه قبل از جريان تحكيم و جدا شدن خوارج از صفوف ياران على، آن حضرت گروهى به نام «شيعه» داشت كه پيرو او بودند و سايه به سايه او راه مى رفتند. و آمادگى خود را براى پيشبرد اهداف امام(عليه السلام) اعلام كردند و در جريان تحكيم جانب او را گرفتند و او را تنها ننهادند.
تا اين جا به نقد پنج نظريه پرداختيم، دو نظريه واهى تر نيز هست كه بى نياز از نقد است .
١. تشيع زاييده حمايت هاى آل بويه از شيعه در بغداد است.
٢. تشيع زاييده استيلاى صفويه بر ايران است.
[١] تاريخ الامامية، ص ٣٧.
[٢] طبرى، ج٤، ص ٤٦.