فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٨٨ - ١ معلم موسى به نام «خضر» معرفى شده است
درروزگارى كه پيامبر درزمينه فردسازى انجام وظيفه مى كردوسه سال تمام مخفيانه، به امر هدايت اشتغال مىورزيد،مضمون آيه (يَهْدُونَ بِأمْرِنا)را درمحدوده فرد اجرا مى نمود واين شيوه هدايت، كار اوبود تا اينكه فرمان خدا فرا رسيد واورا به هدايت جمع دعوت كرد. اين تنها پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)نيست كه گاهى درحال سر وپنهانى وبعداً به طور آشكار مردم را هدايت مى كرد، بلكه اين سنت كلى الهى است، گاهى فرمان خدابر اين تعلق مى گيرد كه آنان آشكارا رهبرى كنند، وگاهى مشيت او ايجاب مى كند كه به صورت خفا وپنهانى به فرد سازى اشتغال ورزند.
هر دو نمونه درزندگى پيامبرى مانند نوح موجود است، وى نحوه تبليغ خودرا چنين بيان مى كند:«دعوت خود را آشكار ساخته ودر پنهان نيز آنان را فرا مى خوانم.»[١]
نوح(عليه السلام) در فراز نخست، دعوت آشكار خود را يادآور مى شود، همچنان كه در فراز دوم از دعوت پنهان خود سخن مى گويد وهر دو به فرمان خدا و براى هدايت افراد بوده است.
با توجه به ا ين حقايق، درصورتى كه قرآن واحاديث ما فوق متواتر، به وجود وحيات چنين رهبرى گواهى مى دهد، وتنها سئوال اين است كه امام بايد هادى ورهبر باشد، پاسخ آن اين است كه چه لزومى دارد شيوه هدايت او عمومى وعلنى و آشكار باشد؟ مگر نه اين است كه هدايت او به فرمان خدا و امر اوست، (يَهْدُونَ بِأمْرِنا) اگر فرمان خدا اين باشد كه مدتى (تا وقتى كه زمينه نهضت و
[١] نوح/ ٨ و٩.