فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٨٧ - ١ معلم موسى به نام «خضر» معرفى شده است
زمان گاهى عيان وپيدا وزمانى مخفى وپنهان خواهدبود واين كار بستگى به مصالح وقت و اوضاع زمان دارد. همچنان كه مى فهميم هدايت ورهبرى كه وظيفه امام و ولى است مى تواند به دو صورت انجام گيرد وهرگز لازم نيست كه امام شناخته شود و هدايت كند، بلكه در حال اختفا و پنهانى نيز به اين وظيفه خطير قيام مى نمايد.
روشن تر از همه اينكه هدايت و رهبرى كه از شئون اولياى الهى است، گاهى به صورت «فردسازى» وگاهى به صورت «هدايت جمعى» انجام مى گيرد، ودر صورت فردسازى هرگز لزوم ندارد همه افراد اورا بشناسند ويا پيوسته كار او رهبرى عمومى باشد، بلكه درشرايط خاصى كه «جامعه سازى» مقدور نباشد، بايد به «فردسازى» بپردازد.
وظيفه امام در دوران غيبت، همان وظيفه ولى دوران موسى است. امام درحال اختفا درامورزندگى دنيوى ودينى مردم تصرفات دارد، با افراد شايسته ولايق درحال تماس بوده، و به فرد سازى وتربيت شخصيت ها اشتغال دارد، آيا با داشتن چنين وظايفى باز جا دارد بگوئيم فائده وجودى اين ولى زمان چيست؟
آيه اى كه ضمن پرسش مطرح شده، (يَهْدُونَ بِأمْرِنا) نه تنها مى رساند كه هدايت آنان بفرمان خداست، بلكه مى رساند كه شيوه هدايتشان نيز به فرمان خدا مى باشد. گاهى اراده و مشيت خدا تعلق مى گيرد كه آنان در حال اختفا به هدايت اشتغال ورزند، وگاهى مصالح ايجاب مى كند كه از پس پرده غيب برون آيند وموضوع هدايت جمعى را پيش گيرند، درهرحال همه هدايتها وهمه شيوه هاى هدايت آنان به فرمان خداست.