فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٧٩ - بخشنامه سوم
بودند كه بايد به ايمان اهميت داد، نه عمل، اين فرقه در قرن نخست، آن هم پس از قتل عثمان و روى كار آمدن امام على(عليه السلام) به وجود آمد.[١]
٣. جهميه، زاييده انديشه جهم بن صفوان(متوفاى ١٢٨) است.
٤. معتزله: به وسيله واصل بن عطا شاگرد حسن بصرى پديد آمد. واصل در سال ٨٠ هجرى ديده به جهان گشود و اين مكتب را در سال ١٠٥ پى ريزى كرد و خود نيز در سال ١٣١ درگذشت.
٥. فرقه اشعرى به وسيله ابوالحسن اشعرى(٢٦٠ـ ٣٢٤)پى ريزى شد. او ساليان درازى، پيرو مكتب اعتزال بود و در سال ٣٠٥، از اين مكتب جدا شد و پيرو مكتب احمد بن حنبل (متوفاى ٢٤١) گشت، ولى تصرفاتى در مكتب احمد انجام داد و در نتيجه، خود، صاحب مكتبى شد كه به وسيله شاگردانى مانند ابوبكر باقلانى و ابن فورك و غيره در ميان اهل سنت منتشر گشت.
همچنين ديگر مكاتب و مذاهب، همه و همه، مولود يك رشته جريان هاى سياسى و رويدادهاى اجتماعى بودند، و هرگز ريشه در عصر رسول خدا نداشتند و بعدها پديد آمده اند، در حالى كه عقيده «اماميه» مولود اين جريان ها نيست و هرگز در اصولى كه از آن پيروى مى كند، متأثر از جدال هاى كلامى يا نقد مذاهب ديگر نبوده، بلكه عصاره كتاب و سنت و كلمات امامان معصوم و براهين علمى است.
علماى شيعه، معتقدات خود را از قرآن مجيد و اخبار متواتر يا با قرينه كه مفيد علم است برگرفته اند و هرگز در باب عقايد به خبر واحد بها نمى دهند، چون
[١] به فرهنگ عقايد اسلامى، ج٣، مراجعه شود.