مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٨٢ - عدول علمای عامّه تبعاً لرؤسائهم از اهل بیت، امر سیاسی بوده است
١٠. و در این شماره حکایت ابوعثمان جاحظ را آورده است که یکی از دوستان تاجرش به او گفته بود که: در کشتی که نشسته بودم؛ شیخی بد اخلاق و طویل الإطراق میگفت: علّت اینکه من از شیعه بدم میآید آن است که در أوّلش شین است و این شین در هر شرّ و شوم و شیطان و شغب و شقاء و شفار و شَرَر و شَیْن و شوک و شکوی و شهرت و شتم و شحّ میباشد؛ و ابوعثمان جاحظ میگوید: فما ثبت لشیعیٍّ بعدها قائمةٌ (الغدیر، جلد ٣، صفحه ٨٧).[١]
عدول علمای عامّه تبعاً لرؤسائهم از اهل بیت، امر سیاسی بوده است
المراجعات، صفحه ١٠٦:
... و رأیُ المعترضین تعنّتٌ و مُماحَکةٌ،[٢] أقوالُهم بعدمِ صحّةِ الإحتجاج بالشّیعة تَعارَض أفعالَهم، و أفعالُهم فی مقام الإحتجاج تناقَضَ أقوالَهم، فقولُهم و فعلُهم لا یتجاریان فی حَلبةٍ، و لا یتسایران إلی غایةٍ، یصدم کلّ منهما الآخَرَ فیدفعه فی صدره، و بهذا کانت حجّتُهم جذماءَ و حجّتُک العصماءَ... .
فما ندری: لماذا عدل أهلُ القبلة عن أئمّة أهلِ البیت، فلم یتعبّدوا بمذاهبهم فی شیءٍ من الأُصول و الفروع، و لا وقفوا فی المسائل الخلافیّةِ عند قولهم، و لا کان علماءُ الأُمّة یبحثون عن رأیهم، بل کانوا یعارضونهم فی المسائل النّظریّةِ، و لا یبالون بمخالفتهم؟! و ما برح عوامُّ الأُمَّةِ خلفًا عن سلفٍ یرجعون فی الدّین إلی غیر أهل البیتِ بلا نکیرٍ، فلو کانت آیاتُ الکتاب و صحاحُ السّنّة نصوصًا فیما تقولون، ما عدل أهلُ القبلة عن علماء أهل البیت، و لا ارتضوا بهم بَدَلًا، لکنّهم لم یفهموا من الکتاب و
[١]ـ جنگ ١٥، ص ١١٨.
[٢]ـ [لسان العرب: الملاجَّة. (محقّق)]