مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣١٢ - راجع به قول عمر إن الرّجل لیهجر
راجع به قول عمر: إن الرّجل لیهجر
در کتاب شیعه در اسلام سبط، جلد ١، صفحه ١٢، در پاورقی گوید:
بخاری در صحیح، جلد ٣، صفحه ٦٠، باب مرض النّبی و وفاته از ابن عبّاس روایت میکند که گفت: یومُ الخمیس و ما یومُ الخمیس؟! اشتدّ برسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم وَجَعُه فقال: ”ائتُونی أکتُبْ لکم کتابًا لن تَضِلّوا بعده أبدًا“. فتنازعوا و لا ینبغی عند نبیٍّ تنازُعٌ فقالوا: ما شأنُه؟ أهَجَرَ؟ استَفهِمُوه فذهبوا یَرُدُّون علیه فقال: ”دَعُونی! فالّذی أنا فیه خیرٌ ممّا تَدعُونی إلیه“.
ابن سعد در طبقات ضمن این داستان چند حدیث از ابن عبّاس و جابر نقل کرده و از جمله در جلد ٢، صفحه ٣٦ گوید:
پیغمبر فرمود: ”ائتُونی بدواةٍ و صحیفةٍ أکتُبْ لکم کتابًا لن تَضِلّوا بعده أبدًا“. قال: فقال بعضُ مَن کان عنده: إنّ نبیَّ الله لیَهجُر. قال: فقیل له: ألا نأتیک بما طلبتَ؟ قال: ”أوَ بعد ماذا؟“ قال فلم یَدعُ به.
و در صفحه ٤٠ کتاب شیعه در اسلام سبط، جلد ٢، گوید:
ابن أبیالحدید در شرح نهج البلاغة چاپ سوّم، سال ١٣٢٩، جلد ٣، صفحه ١١٤ گفتگوئی را میان ابن عبّاس و عمر در موضوع خلافت نقل کرده و از جمله عمر میگوید: عقیدۀ علی آن است که پیغمبر در دم مرگ، خلافت او را اراده کرده، پس ابن ابیالحدید گوید: و قد رُوِی معنی هذا الخبرِ بغیر هذا اللفظ و هو قولُه: إنّ رسولَ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم أراد أن یُذکّره (یعنی: علیًّا) للأمرِ فی مرضه، فصددتُه عنه؛ خوفًا من الفتنة و انتشارِ أمر الإسلام، فعَلِم رسولُ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم ما فی نفسی و أمسَکَ، و أبَی اللهُ إلّا إمضاءَ ما حُتِم.
و در صفحه ٣٢ کتاب شیعه در اسلام، جلد ٢ گوید:
هَجر به معنی هذیان و هذیان به معنی پریشانگوئی است، خواه از کمی خرد