مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٢٦ - شعر معروف یا حار همدان من یمت یرنی من مؤمن أو منافق قبلا
|
یا حارِ[١] هَمْدانَ مَن یَمُت یَرَنی |
مِن مُؤمنٍ أو مُنافقٍ قَبَلا[٢] |
|
|
یَعرِفُنی طَرْفُه و أَعرِفُه |
بنَعتِه و اسْمِه و ما عَمِلا |
|
|
و أَنت عنـدَ الصـّراط تَعرِفُنی |
فلا تَخَف عَثرَةً و لا زَلَلا |
|
|
أَسقِیکَ مِن بارِدٍ عَلی ظَمَأٍ |
تَخالُه فی الحَلاوةِ العَسَلا |
|
|
أقول لِلنّار حینَ تُوقَف للعَرْض |
دَعِیه لا تَقتُلی الرّجلا |
|
|
دَعیِه لا تَقْرَبِیه إنّ لَه |
حَبْلًا بحَبلِ الوَصِیّ مُتَّصِلا[٣] |
[١]ـ [امام شناسی، ج ١، ص ١٧٤ (تعلیقه): «یا حارُ ـ یا حارِ»؛ در منادای مرخّم، لغت أصحّ و أشهر آنست که حرکت حرف آخری را که باقی مانده است به همان حال اصل باقی میگذارند، و البتّه بسیاری نیز آن حرکتِ حرفِ محذوف را به ماقبل منتقل مینمایند. (محقّق)]
[٢]ـ [امام شناسی، ج ١، ص ١٧٤ (تعلیقه): در ضبط کلمه «قبل» احتمالاتی داده شده که معنای هیچیک از آنها مناسب مقام نیست؛ و آنچه به نظر حقیر میرسد اینست که به فتح «قاف» و فتح یا کسر «باء» و فعل ماضی بوده باشد. چون یکی از معانی قَبَلَ و قَبِلَ اینست که در چشمان «قَبَل» بوده باشد، و قَبَل در چشمان عبارتست از: إقبالُ نَظَرِ کلٍّ مِنَ الْعَیْنَینِ إلی الأُخری. یعنی هر یک از دو چشم به سمت دیگری متوجّه شده، و در نظر کردن به یکدگر روی آورده باشند. و این همان معنای لوچی است که در زبان عامّه میگویند: چشمش چپ است. و اثرش دوبینی است، و لازمه دوبینی، خودبینی و خودپسندی است، که چشمها پیوسته میخواهند خود را ببینند؛ و این معنی از آثار نفاق است که مولی أمیرالمؤمنین علیه السّلام در اینجا آن را از صفات منافق شمرده است.
و نیز در لغت وارد شده است که: رأَیْتُهُ قُبُلًا یعنی عِیانًا و مُقابَلةً. بنابراین ممکنست این کلمه در اینجا بضمّ «قاف» و «باء» بوده باشد. یعنی: مَنْ یَمُتْ یَرَنی قُبُلًا؛ هر کس بمیرد مرا عیاناً خواهد دید. و این احتمال نیز پسندیده است؛ و شاید از احتمال اوّل أقرب باشد. در لسان العرب گفته است: رأَیْتُهُ قَبَلًا و قُبُلًا و قُبَلًا و قِبَلًا و قَبَلِیًّا و قَبیلًا: أی مُقابَلةً و عِیانًا.
و بنابراین شعر حمیری را میتوان پنج قسم قرائت کرد. (محقّق)]
[٣]ـ جنگ ١٠، ص ١٩.