مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٢٢ - مطالبی از محمّد قزوینی دربار١٧٢٨ ایمان حضرت ابوطالب
نیز در کتب تواریخ و ادب بسیار معروف است.
و ابنهشام در مغنی اللّبیب، در باب رُبَّ، به بیت دوّم این ابیات استشهاد نموده؛ و در لسانالعرب نیز در مادّۀ وَکَلَ و ثَمَلَ، به بیت دوّم و سوّم این ابیات استشهاد کرده است.
ابوطالب در سنّ ٨ سالگیِ رسول الله که جدّش حضرت عبدالمطّلب وفات یافت، تکفّل امور او را نمود تا سال دهم از بعثت که ابوطالب در آن سال وفات کرد، یعنی ٤٢ سال تمام از رسولالله حمایت کرد و از شرّ کفّار قریش محفوظ داشت. و اخیراً که قریش عهدنامه نوشتند و در کعبه آویختند که به موجب آن با بنیهاشم معامله و دادوستد و مزاوجت و مجالست و معاشرت ننمایند و حتّی سخن نگویند؛ حضرت ابوطالب، رسولالله و اقارب و اتباع او را به شعب ابوطالب برده و مدّت سه سال در کنف حمایت خود با تمام قُوا نگهداری نموده و دقیقهای از دفاع آن حضرت کوتاهی نکرد. و اشعاری که ابوطالب در این خصوص گفته و جمیع این مطالب در عموم کتب تواریخ و سِیَر مذکور در السنۀ جمهور، مذکور و مشهور است.
حال بر فرض اینکه ابوطالب به زعم اهل سنّت به رسولالله ایمان نیاورده است، آیا باید او را با ابولهب مقارن و موازن دانست؟ و هر دو را چنانکه جامی گفته در سَقَر جای داد؟
چه ابولهب در تمام مدّت عمر از بزرگترین مستهزئین و آزارکنندگان رسولالله بوده و همیشه کثافات و نجاسات بر در خانۀ آن حضرت میافکند و هر شخص یا قبیله را که آن حضرت به اسلام دعوت مینمود، ابولهب فریاد میزد که: ”سخن او را باور نکنید! این جوان برادرزادۀ من است و من او را بزرگ کردهام! وی دیوانه است!“ و زن ابولهب، اُمّجمیل، بنتحَرب، خواهر ابوسفیان معروف نیز در عداوت و ایذاء حضرت رسول کمتر از شوهر ملعون خود نبوده و همیشه بوتههای خار میآورد و بر سر راه حضرت رسول مینهاد و بههمین مناسبت خداوند در