مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٢٠ - مطالبی از محمّد قزوینی دربار١٧٢٨ ایمان حضرت ابوطالب
کتاب ایشان که دربارۀ ترجمه و شرح احوال جامی نوشتهاند، مطالبی راجع به تعصّب جامی در عناد با حضرت ابوطالب و در طرد نمودن شیعه نگاشتهاند که ما مختصری از آن را در اینجا میآوریم (این نامه در آخر کتاب جامی، تألیف علیاصغر حکمت از صفحۀ ٣٩٥ تا ٤٠٧ آورده شده است):
«با آنکه بعد از حافظ میتوان جامی را در خاتمۀ شعرای بزرگ ایران محسوب داشت، علّت آنکه در بین ایرانیان محل و مقام خود را حائز نشده است و آنطور که باید زبانزد مردم نیست و دیوان کامل او تا به حال طبع نشده است و مثنویّات هفتگانۀ او یکجا با هم طبع نشده است؛ تعصّب او در سُنّیگری و اشعار او در ذمّ حضرت ابوطالب علیهالسّلام بوده است.
در کتاب نفحات الأُنس با آنکه با استقصای کامل شرح احوال مشایخ عرفا و صوفیّه را نوشته است، معذلک از ذکر مشاهیر مشایخ عرفا و صوفیّۀ شیعه مانند سیّدنعمتالله کرمانی و شیخ آذری طوسی اسفرائنی و سیّد محمّد نوربخش و پسرش شاهقاسم نوربخش و شیخ صفیّالدّین اردبیلی و پسرش شیخ صدرالدّین اردبیلی و بسیاری دیگر از نظراءِ ایشان، به کلّی خودداری کرده است.
جامی در سرتاسر کتاب خود از نظم و نثر هرجا موقعی میدید و بهانهای بهدست میآورد، از طعن و ذمّ و قدح در حقّ شیعه و تعبیر از آنها به عبارات مستهجن رافضی و روافض و رفضه کوتاهی نمیکرده است.
جامی از یک طرف ادّعای محبّت حضرت امیر و اهلبیت را مینماید و قصائدی در مدح آن حضرت دارد و نیز یکی دو قصیده در مدح حضرت امام حسین و حضرت علی بن موسی الرّضا علیهما السّلام دارد؛ و از طرف دیگر در حقّ پدر همین حضرت امیر، ابوطالب بن عبدالمطّلب اشعار شنیع ذیل را ساخته است (سلسلة الذهب):
|
نسبت جان و دل چو باشد سُست |
نسبت آب و گل چه سود درست |
|
|
بود بوطالب، آن تهی ز طلب |
مر نبی را عمّ و علی را أب |