مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٥١ - علی بن العبّاس الرُّومیّ، المعروف بابن الرُّومیّ
فلیتأمّل فی المقام، و لابدّ من الفحص حتّی یتبیّن حقیقة المرام.[١]
و اینک در اینجا یکی از شواهدی را که دلیل بر عدم تشیّع اوست ذکر میکنیم.
در مروج الذّهب، طبع مطبعۀ سعادت، سنۀ ١٣٦٧ هجری، در پایان جلد ٢ که آخرین بحث از ترجمۀ امیرالمؤمنین علیّ بن أبیطالب علیهماالسّلام است، در صفحۀ ٤٣٧ و ٤٣٨ بعد از ذکر فضائلی از امیرالمؤمنین علیهالسّلام که آن حضرت در آن فضایل متفرّد بودند و همگی ملاک برای افضلیّت است، گوید:
«فهذا و غیره من فضائله، و ما اجتمع فیه الخصال ممّا تفرّق فی غیره. و لکُلٍّ فضائلُ ممّن تقدّم و تأخّر. و قُبض النبیّ صلّی الله علیه (و آله) و سلّم و هو راضٍ عنهم، مخبرٌ عن بَواطنهم بموافقتها لظواهرهم بالإیمان؛ و بذلک نزل التّنزیل، و تولّی بعضهم بعضًا.
فلمّا قُبض رسولالله صلّی الله علیه (و آله) و سلّم و ارتفع الوحی، حدَثت أمورٌ تنازع النّاس فی صحّتها منهم؛ و ذلک غیر یقین و لایُقطَع علیهم بها، و الیقین من أمورهم ما تقدّم.
و ما رُوی ممّا کان فی أحداثهم بعد نبیّهم صلّی الله علیه (و آله) و سلّم فغیر متیقّن، بل هو ممکن؛ و نحن نعتقد فیهم ما تقدّم. و الله أعلم بما حدَث و اللهُ ولیّ التّوفیق.»
أقول: این گفتار، گفتار یک مرد شیعهمذهب نیست که تبرّی از غاصبین خلافت را جزو مذهب خود میداند.[٢]
علی بن العبّاس الرُّومیّ، المعروف بابن الرُّومیّ
[تأسیس الشّیعة لعلوم الإسلام] صفحة ٢١١: «و له فی مذهبه شعر:
|
ترابُ أبیتراب کحلُ عینی |
إذا رمدت جَلوتُ به قذاها |
[١]. جنگ ١٦، ص ١٢٣.
[٢]. جنگ ١٦، ص ١٣٥.