مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٣٥ - راجع به مطالعه و نوشتن قبل از غروب
فعّالیت مینمایند. و در شب قدرت بینایی آن سلّولها نسبت به روز، بالغ بر دههزار مرتبه افزون میگردد؛ و لهذا در شب تاریک در بیابان وسیع، اگر کسی در گوشۀ بیابان نور مختصری ایجاد کند، از فاصلۀ دور فوراً رؤیت میشود.
امّا قبل از رسیدن شب در فاصلۀ نیم ساعت، که هوا نیمهتاریک است و سلّولها هنوز تقویت نشدهاند، دیدن اشیاء مشکل میشود؛ و لهذا دیده میشود غالب تصادفات در رانندگی در آن هنگام به وقوع میپیوندد.
امّا در هنگام صبح که دوباره سلّولها کمکم قدرت شبانۀ خود را از دست میدهند، فقط در فاصلۀ ربعِ ساعت در بینالطلوعین، قریب به طلوع آفتاب، شروع به فعّالیت در تغییر و کاهش میکنند؛ و لهذا آن خطر رانندگی و مشکل دیدار بدینصورت نمیباشد.»
حقیر گفتم: آیا در مسئلۀ طبّ، حکمِ منع کتابت و مطالعه بعد از زمان عصر وارد شده است؟
گفتند: «من تا الآن برخورد به چنین امری نکردهام، و احتمال قوی میرود در آینده نیز این مسئله مکشوف، و از نظر چشمپزشکی اعلام گردد؛ همانطور که مسئلۀ خوابیدن در شب و استراحتِ قلب در آن مجهول بود، و سپس کشف و اعلام گردید.»
أقول: در روایت وارده از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم: «مَن أحَبَّ کریمتاه، لم یَکتُبْ بعد العصر»باید دقّت بیشتری بهعمل آید!
حقیر روزی که در ایّام طلبگیام در قم، از طهران به قم میرفتم، شیخی پیرمرد پهلوی من روی صندلی ماشین نشسته بود و میگفت: «من قاری قرآن در مقابر قم هستم، و چه بسیار بعد از عصر خواندهام، و اینک که چشم من ضعیف شده (و گویا گفت: آب آورده است) در اثر خواندن قرآن نزدیک به غروب بوده است.»
وی میگفت: «این تجربۀ عملیّه برای خودِ من دلیل روشنی میباشد بر