مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٧١ - دُرٌّ لطیف من ابنحجر علَی العَینیّ
حمل میگیرد که به گردن آن مرد بگذارد، و به جهت دلخوشی آن مرد ممکن است که هر سال توأم بزاید که تو پیر نشده و آن مرد پیر بر خود قبول میکند که از قوّۀ رجولیّت نیفتادهام!
سهل است، زن هر سال توأم میزاید و در ولایت خودمان هم این کار را تجربه کردهایم که از زنان جوان که برای مشایخ که از هفتاد و هشتاد گذشته که أولادی به هم رسیده است و به حکم الولد للفراش و للعاهر الحَجَر،[١] آن شیخ مُتَصَبِّی آن صبیّ را از أولاد دیگر که در زمان شباب از او به عمل آمده است دوستتر دارد. نعوذ بالله من سوء العاقبة.»[٢]
دُرٌّ لطیف من ابنحجر علَی العَینیّ
شیخ حسن بورینی در شرح قصیدۀ لامیّۀ ابنفارض مصری در صفحۀ١٢٦ از جلد ٢، قضیّۀ جالبی را به مناسبت صحّت چشمزخم (عَین) و ورود آن از رسول اکرم صلّی الله علیه و آله نقل کرده است که ما برای ضبط آن، در اینجا میآوریم:
«قال صلّی الله علیه و آله و سلّم: ”العَینُ حقٌّ....“
فیُعجبنی ما حکاه شیخ الإسلام، الشّهاب بن علیّ بن حَجَر، قال:
”بنَی الملک المؤیّد جامعًا بمصر و بنی له منارة عظیمةً، فاتّفق أنّ المنارة سقطت.“ فقال فی ذلک شیخ الإسلام المذکور ـلما کان بینه و بین الشّیخ العینیّ الحنفیّ من المنافرةـ هذین البیتین:
|
لجامع مولانا المؤیّد رونقٌ |
منارته تزهو من اللُّطف و الزَّینِ |
|
|
تقول و قد مالت علینا تَعَجّبوا |
فلیس علی حُسنی أضرُّ من العَینِ |
[١]. الکافی، ج ٥، ص ٤٩١.
[٢]. جنگ ٢٣، ص ٣٨٥.