مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١١٤ - محمّد بن عبدالرّحمن البغدادی، معروف به ابنالقُرَیعة القاضی
إلی أن قال: «و له الأشعار المعروفة فی مظلومیّة فاطمة علیهاالسّلام المذکورة فی (یز٥٤)[١]: ”یا من یسائل دائبًا عن کلّ مسألة سخیفة!“»[٢]
ثمّ قال فی السّفینة: «توفّی سنة ٣٦٧؛ و القُرَیعة مصغّرًا لقب جدّه.» ـانتهی.[٣]
و أنا أقول: و بنابراین او را قریعی گویند، و ظاهراً این اشعار متعلّق به ابوبکر باقلانی نیست؛ چون قاضی باقلانی بنا به نقل سفینة البحار، جلد ١، صفحه٩١ در سنۀ ٤٠٣ فوت کرده است.[٤] و قُرَیعی اسمش محمّدبن عبدالرّحمن بوده، و باقلانی اسمش محمّدبن الطّیِّب بوده است؛ و از تشابه دو اسمِ قاضی محمّد ابوبکر، در پندِتاریخ اشتباه کرده و اشعار قریعی را به باقلانی نسبت داده است.
در صفحه ٨ از جلد ٦ پند تاریخ گوید:
«اشعاری از ابوبکر باقلانی ـکه بنا به تعریف خطیب بغدادی از بزرگان اهل سنّت و مورد وثوق بوده است (تاریخ بغداد، جلد ٥، صفحه ٣٧٩) و به سال ٤٠٣ فوت کرده استـ نقل شده است، و این اشعار را بهاءالدّین إربلی نقل کرده، و حاج
[١]. أی: بحار الأنوار، ج ١٠، باب ٧، ص ٥٤.
[٢]. و أنا أقول: تمام الأشعار هکذا:
|
یا من یُسائل دائبًا عن کلِّ مُعضَلةٍ سَخیفةٍ! |
لا تَکشِفَنَّ مُغَطَّئًا! فلَربّما کَشَّفتَ جیفَة |
|
|
و لَرُبّ مستورٍ بَدا کالطّبل من تحت القَطیفة |
إنّ الجوابَ لحاضرٌ لکنّنی أُخفیه خیفة |
|
|
لولا اعتداءُ رعیَّةٍ ألقی سیاستَها الخَلیفة |
و سیوفُ أعداءٍ بها هاماتنا أبدًا نَقیفة* |
|
|
لَنشَـرتُ من أسرار آل محمّدٍ جُمَلًا طَریفة |
تُغْنیکم عمّا رَواه مالکٌ و أبوحنیفة |
|
|
و أرَیتُکم أنَّ الحسینَ أُصیبَ فی یوم السقیفة |
و لأیّ حالٍ لُحِّدَت باللّیل فاطمةُ الشّـریفة |
|
|
و لِما حَمَتْ شَیخیکم عَنْ وَطیِ حُجرتِها المُنیفة |
أوَّة لبِنتِ محمّدٍ ماتَتْ بِغُصَّتها أسیفَة** |
[٣]** این اشعار را علیبن عیسی اربلی در کشف الغمّة، ص ١٥١ از ابنالقریعه روایت کرده است.
[١٢٤]. مستدرک سفینة البحار، ج ٨، ص ٥٠٨.
[٤]. همان، ص ٥٤٨.