مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٥ - راجع به کفر یزید بن معاویه
إلی غیر ذلک ممّا نقلته من دیوانه.»[١] ـ انتهی کلام سبط ابن جوزی.
در شفاء الصّدور، صفحه ٢٩٤ گوید:
«ابنجوزی در رسالۀ ردّ بر متعصّب عنید میگوید:
لیس العجبُ من فعل عُمر بن سعدٍ و عبیدِالله بن زیادٍ؛ و إنّما العجبُ من خِذلان یزید، و ضربِه بالقَضیب علی ثَنیّةِ الحسین، و إغارته علَی المدینة.
أفیجوز أنیُفعلَ هذا بالخوارج؟ أو لیس فی الشّرع أنّهم یُدفَنون؟!
أمّا قوله: ”لی أنْ أسْبیَهمْ“؛ فأمْرٌ لا یُقنَع لفاعله و مُعتقده باللَّعنَة؟
و لو أنّه احترم الرّأسَ حین وُصوله، و صَلّی علیه، و لَمْ یترکه فی طَسْتٍ، و لمیَضْربه بقَضیبٍ؛ ما الّذی کان یَضُرّه، و قد حصل مقصوده من القتل؟ و لکن أحقادٌ جاهلیّةٌ؛ و دلیلُها ما تقدَّم من إنشاده: ”لیت أشیاخی ببدرٍ شهدوا!“
و در صفحۀ ٢٩٤ و ٢٩٥ داستان حَرَّه و قتلِعام مدینه، و داستان منجنیق بستن به مکّه و آتش زدن کعبه را آورده است؛ از جمله گوید:
«[عبدالحق دهلوی گفته]: قرطبی گوید: ”اهل أخبار گویند که: مدینه در آن زمان، مطلق از مردم خالی ماند، و ثمرات و فواکه او نصیب وحوش و بهائم شد، و کِلاب و دیگر حیوانات در مسجد شریف آرامگاه ساخت. و مصداق آنچه مخبر صادق بدان خبر داده بود به ظهور آمد.“ ـ تمام شد کلام جذب القلوب.
و قریب به این معانی را ابنجوزی در رسالۀ الردّ علی المتعصّب، از مدائنی صاحب تاریخ، نقل کرده و او را توثیق نموده؛ و ابنحَجَر نیز نقل این وقایع به تفصیل کرده و گفته:
”و أُخیفَتْ أهلُ المدینة أیّامًا فلمیمکن أحدًا دخولُ مسجدها، حتّی دَخَلتْه الکِلابُ و الذِّئابُ، و بالَتْ علی مِنبره صلّی الله علیه و آله تصدیقًا لما أخبَر.“»
و در صفحه ٢٩٦ گوید: «چه خوب میگوید عمارۀ فقیه یمنی، شاعر مشهور،
[١]. همان، ص ٣٢.