مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٧٠ - صحبت ناپلئون اوّل با حکیمباشی خود دربار١٧٢٨ اینکه از هر نفر چند اولاد به عمل میآید
[سخن زنی بینا با همسر نابینایش]
صفحة ٨٥: «و جاءَنی آخر فقال: فلانٌ من العرب یباحث فی الفقه و هو جِدُّ فقیهٌ.
فوجدتُ أنّه لایحضر درسه إلّا هو و اثنان من العاملیّین من نوعه و بعض الشُّرُوقیّین؛ فقلت له: إنّ أعمًی تزوّج بمبصرة فقالت له: ”وددت أنّک کنتَ بصیرًا لتری جمالی و صباحة وجهی!“ فقال لها: ”لو کنت کما تقولین لما ترکک البُصَراء تَصِلین إلَیَّ!“ و لو کان هذا الشّیخ کما تقولون لما انحصر تلامیذه فی هولاء!»[١]
[صحبت ناپلئون اوّل با حکیمباشی خود دربارۀ اینکه از هر نفر چند اولاد به عمل میآید]
[زنبیل، حاج فرهاد میرزا] صفحه ١٧٨:
«ناپلئون اوّل بناپارت روزی با حکیمباشی خود مسمّی به کورویزار که حکیم دانشمند بود صحبت میکرد، در اثنای صحبت فرمایش کردند که: به طبیعت از هر نفر چند اولاد به عمل میآید و آنچه غالباً تجربه شده است چیست؟ چون در فرنگستان به مذهب عیسوی یک زن جائز است، و غالباً در زمان کهولت زن اختیار میکنند که در سنّ کهولت زن جوان داشته باشند.
کورویزار عرض کرد: آنچه تجربه شده و اغلب بر این است در سنّ بیست سالگی تا پنجاه سالگی ممکن است که ده دوازده أولاد از یک مرد به عمل آید، و از سنّ پنجاه سالگی تا شصت سالگی چهار پنج شش نفر أولاد ممکن است که به عمل بیاید، و از سنّ شصت سال شمسی که گذشت زن آدم هر ساله توأم میزاید!
ناپلئون خیلی خندید و به او انعام وافر مرحمت کرد! و منظور او آن بود که در شصت سالگی بالاتر دیگر از شخص اولاد به عمل نمیآید و زن او از جای دیگر
[١]. جنگ ٢٠، ص ٢٥٨.