مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٩٨ - نظری١٧٢٨ حقیر در پیرامون گفتار آقای مشکینی راجع به بحث تکامل
آنجا را مسکن و محل اقامت خود قرار داده است، و شرح حال او را سیّد جلالالدّین محدّث ارموی در مجموعۀ اشعاری که از ایشان با کتاب نقض به طبع رسانیده است مفصلاً بیان کرده و از تبحّر در علوم و ادبیّت و عربیّت داستانها نقل کرده است؛ و عجیب اینکه آقای مشکینی ایشان را مجهولالحال خواندهاند.
باری فعلاً مجال ندارم در یکایک از جملات و کلمات ایشان غور و بررسی نمایم تا معلوم شود چقدر از مرحله دور بودهاند، و در حقیقت این حقیر تعجّب دارم از کسی که سالیان دراز در حوزه مشغول تحصیل و تعلیم بوده است، چگونه در اثر برخورد و معاشرت با دکتری یا با مطالعۀ کتابی، یکباره خود را میبازد؟! و در تحت تأثیر کلام او قرار میگیرد، بهطوریکه از کیفیّت بحث ایشان چنین معلوم میشود که گویا اصلاً درس نخوانده، و به قواعد جرح و تعدیل و تقدیم و تأخیر روایات آشنا نبوده، و به مختصر احتمالی رفع ید از ظهور نموده و نصوص صریحه را به معانی تخیّلیّه و توهّمیّه حمل نموده است؛ مانند نفس واحدة که به معنای إسْپرم و اُوُول گرفتهاند، و یا نطفه را به معنای آب و غیر ذلک از حملهایی که بههیچوجه قابل قبول نیست.
اینگونه تفسیرها بیشتر شباهت به تفسیرهای مادّیین دارد که از عالم روح و عقل و مثال و تجرّد و ملکوت و سیطره و احاطۀ عالم ملکوت بر عالم ملک بیخبر بودهاند، و از اعجاز انبیاء مانند مرده زندهکردن عیسی و پرانیدن طیوری که با دست خود گل آن را خمیر نموده و در آن میدمند، بیاطّلاع بودهاند و تمام وقایع و شئون را براساس مادّه و تحوّلات مادّی توجیه میکنند؛ و به عبارت دیگر بیشتر به تفسیر کمونیستها و مادّیین صِرف شباهت دارد.
این حقیر اگر بخواهم در جرح و ردّ مطالب ایشان چیزی بنویسم از اصلِ سخنرانیهای ایشان بیشتر خواهد شد؛ و چون فعلاً ـ که روز چهاردهم شهر شعبان المعظم یکهزار و چهارصد و دو هجریّه قمریّه است و در مشهد مقدّس ساکن هستم ـ مجال بیش از تحریر این سطور را نداشتم، برای آنکه اصل مطالب ایشان