مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨١ - راجع به کفر یزید بن معاویه
راجع به کفر یزید بن معاویه
راقم حروف (میرزا محمّدتقی سپهر) گوید: ”در کتاب مستطاب شفاءالصّدور فی شرح زیارة العاشور ـ که از کتب جامعۀ بلیغه است ـ شرحی مبسوط در تحقیق حالِ خباثت منوال این ملعون، و اشعار و کلمات او، و تحقیق در کفر، و تنصیص در زندقۀ او مسطور است.“»
أقول: حقّاً کتاب شفاء الصّدور از کتب نفیسه است؛ و سزاوار است با بهترین طبع، تجدید طبع شود.
در این کتاب از صفحۀ ٢٨٧ تا ٣١٣ که در شرح فقرۀ «و العَنْ یزیدَ بن معاویة» است، مطالبی عالی، و کلامی از شرح مقاصد و شرح مواقف و سایر کتب عامّه آورده، و خوب خلافت وی را با خلافت خلفای همطرازش محکوم کرده است.
از جمله در صفحۀ ٢٨٨ از مروج الذّهب آورده است که: «بعد از قتل سیّدالشّهدا بر بساط شراب بنشست و مغنّیان احضار کرد، و ابنزیاد را به جانب دست راست خود بنشاند، و روی به ساقی نموده و این شعر میشوم را قرائت کرد:
|
اِسقِنی شَربةً تُرَوّی مُشاشی![١] |
ثمّ مِلْ فَاسْقِ مثلَها ابنَزیادِ! |
|
|
صاحبَ السِّـرِّ و الأمانةِ عندی |
و لتَسدید مَغنَمی و جَهادی»[٢] |
و از جمله در صفحۀ ٢٨٨ از مروج الذّهب قضیّۀ میمون یزید را [آورده است] که کنیۀ ابوقیس به او داده بود، و در مجلس منادمۀ خود حاضر میکرد، و برای او قبایی از حریر سرخ و زرد، و قلنسوهای از حریر ملوّن رنگارنگ بر سرش
[١]. أقرب الموارد: «مُشاشة، ج مُشاش: النّفس أو الطّبیعة؛ یقال: فلانٌ لیّن المشاشة، أی طیّب الخلق.»
[٢]. در ناسخ التّواریخ، مجلّدات حضرت سجّاد علیهالسّلام، ج ٣، ص ٢١ این بیت را اضافه دارد:
|
«قاتَل الخارجیّ أعنی حسینا |
و مُبیدَ الأعداء و الحُسّادِ!» |