مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٢ - راجع به کفر یزید بن معاویه
میکرد. او را بر گورخری که رام کرده بود سوار میکرد، و در میدان مسابقه با اسبسواران به مسابقه میگذاشت.
اتفاقاً یک روز گورخر ابوقیس سبقت گرفت و قَصَبُ السَّبَق برُبود، و همچنان سواره و نیزهبهدستگرفته به حجرۀ یزید داخل شد. آن روز یک تن از شعرای شام اشاره به این قضیّه نمود و گفت:
|
تَمسَّکْ أبا قَیسٍ بفَضل عِنانِها |
فلَیس علیها إن سَقَطتَ ضمانُ |
|
|
ألا من رَأَی القِردَ الّذی سَبقَتْ به |
جِیادَ أمیرالمؤمنین أتانُ[١]؟! |
و در صفحۀ ٢٨٩ و ٢٩٠ جواب استفتائی را که از غزالی راجع به جواز لعنت یزید کردهاند، و او مفصّلاً بحث کرده و استدلال بر عدمِ جواز کرده است، آورده است؛ این مطلب را از ابنخلّکان که در ترجمۀ کیاء الهراسیّ ذکر کرده است، آورده است.
در صفحۀ ٢٩١ شعری لطیف از خودش سروده است:
|
«قُلْ لمن لا یُجیز لعنَ یزیدٍ: |
أنت إن فاتَنا یَزیدُ یزید |
|
|
زادکَ الله لعنةً و عذابًا! |
و لَه اللهُ ضِعفَ ذاکَ یزید!» |
و در صفحۀ ٢٩٢ از جملۀ اشعار یزید را آورده است که:
|
«شُمَیسةُ کَرْمٍ بُرجُها قَعرُ دَنِّها |
و مشـرقُها السّاقی و مغربُها فَمی |
|
|
فإن حَرُمت یومًا علی دین أحمدٍ |
فخُذْها علی دین المیسح بن مریمِ»[٢] |
و در صفحۀ ٢٩٢ گوید: «ابنجوزی حنبلی در رسالۀ خود به نام الرّدُّ علَی المُتَعصِّب العنید المانع من لعن یزید، آورده است که: ”چون سر حسین علیهالسّلام را در برابر یزید نهادند به این دو بیت تمثّل جست:
|
لیتَ أشیاخی ببَدرٍ شَهدوا |
جَزَعَ الخَزرَجِ من وَقعِ الأسَلْ! |
[١]. مصباح المنیر: «الأتان: الأُنثی من الحمیر.» (محقّق)
[٢]. الکَرْم: العِنب؛ و الدنُّ: الراقود العظیم، بالفارسیّة: خم بزرگ یا خمره. (محقّق)