مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٩٥ - درباره تشیّع فردوسی
[١]
[١]* است و عوض اینکه این مجامع علمی و دینی، خود پیشتاز در تقدیم و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلام و قرآن باشند و زبان اهلبیت رسول خدا را در میان مردم ترویج نمایند و آن را به درون فرهنگ عوام سرایت دهند، مشاهده میکنیم که مثلاً برای اثبات و اظهار همرنگِ جماعت و جامعه شدن و به عبارت امروزی «به روز بودن»، خود را از ماهیّت و هویّت اسلامی تهی میگردانند و میدان سباق در عرصۀ فرهنگ و معرفت را به حریف نکتهدان و زیرک واگذار مینمایند؛ که از این جمله، باید به ترجمۀ قرآن کریم به فارسی سَرِه و بیمزه و سخیف اشاره نمود.
مرحوم والد معظّم، علاّمه طهرانی ـ قدّس الله سرّه ـ در زمان حیات خویش شدیداً با این روش و برنامۀ استعماری به مقابله برخاسته، از هر فرصتی جهت تبیین و افشای دسیسههای شیطنتآمیز دستهای پشت پرده و مخفی از انظار، دریغ نمیورزید و در این زمینه سخنانی بس ارزشمند از ایشان به جای مانده است؛ امیدواریم به فضل و توفیق الهی در آیندهای نه چندان دور، نسبت به نشر و تنظیم و تدوین آنها اقدام نماییم.٧
جالب توجّه اینکه برخی در مقام دفاع از شخصیّت و آثار فردوسی، به سخنان فیلسوف کبیر، مرحوم صدرالمتألّهین شیرازی ـ قدّس سرّه ـ استناد میکنند و بدینسان نسبت به مرام و ایدۀ او مهر تأیید مینهند.
مرحوم صدرالدّین شیرازی در مقام سخن از وحدت شخصیّۀ وجود، به کلام فردوسی استناد میکند و با عنوان: «فصل ٢٩، فی أوّل ما یُنشَأُ مِن الوجودِ الحقّ»، این شعر او را متذکّر میشود:
|
جهان را بلندی و پستی تویی |
ندانم چهای، هرچه هستی تویی٨ |