مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٢١ - مطالبی از محمّد قزوینی دربار١٧٢٨ ایمان حضرت ابوطالب
|
خویش نزدیک بود با ایشان |
نسبت دین نیافت با خویشان |
|
|
هیچ سودی نداشت آن نسبش |
شد مقرّ در سقر چو بولهبش |
اینجاست که انسان نمیتواند از تعجّب خودداری نماید، و بیاختیار در صداقت جامی در ادّعای خلوص نسبت به حضرت امیر، تا درجهای او را شکّ و ریب حاصل میشود.
اسلام ابوطالب مورد اتّفاق و اجماع تمام شیعه و اکثر زیدیّه و جمع کثیری از اهل سنّت و جماعت و مخصوصاً معتزله مانند ابوالقاسم بلخی و ابوجعفر اسکافی و غیرهم میباشد.
ابوالفداء که از اهل سنّت است در تاریخ خود، أبیات مشهور ذیل را از ابوطالب برای اثبات همین امر ذکر کرده، و بعضی از آن ابیات را نیز ابنهشام در قَطر النَّدی در باب تمیز، و سیوطی در شرح ألفیّۀ ابنمالک در افعال مدح و ذمّ ـکه آنها هر دو نیز از اهل سنّت و جماعتاندـ برای اثبات بعضی مسائل نحویّه به استشهاد آوردهاند؛ و آن ابیات این است:
|
و دَعَوْتَنی و علِمتُ أنَّک صادقٌ |
و لقد صدَقتَ و کنتَ ثَمَّ أمینا |
|
|
و لقد علِمتُ بأنَّ دینَ محمّدٍ |
من خیر أدیان البریّة دینا |
|
|
والله لن یَصِلوا إلیکَ بجمعهم |
حتّی أُوَسَّدَ فی التُّراب دفینا |
و قصیدۀ لامیّۀ ابوطالب در مدح برادرزادۀ بزرگوار خود، حضرت رسول که در آن گوید:
|
و ما تَرْکُ قومٍ لا أبًا لَکَ سَیّدًا |
یحوط الذّمار غیرَ ذربٍ مواکل |
|
|
و أبیضَ یُستسقی الغَمامُ بوجهه |
ثِمالُ الیتامی عصمة للأرامل |
|
|
و نُسلِمه حتّی نُـصَرَّعَ حَولَه |
و نَذهَل عن أبنائنا و الحلائل[١] |
[١]. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این اشعار و ترجمه آن رجوع شود به امام شناسی، ج ١٣، ص ١٠٤. (محقّق)