جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٥٠ - غزل ٣٤٨ هاتفى از گوشه ميخانه دوش
گويا خواجه در اين غزل در مقام اميدوار نمودن خود و سالكين الى اللَّه است به اينكه: با نوشيدن مِىِ ذكر و مراقبه و توجّه خالصانه و محبّت حضرت دوست، مىتوان موجبات قرب و انس و مغفرتش را فراهم ساخت و به وصالش نائل آمد؛ كه: «إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ ... وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ، أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً»[١]: (بدرستى كه خداوند براى مردان و زنان مسلمان ... و بسيار ياد كننده خدا، آمرزش و پاداشى بزرگ را آماده كرده است.) مىگويد:
|
هاتفى از گوشه ميخانه دوش |
گفت: ببخشند گُنه، مِى بنوش |
|
٢
|
عفوِ الهى بكند كارِ خويش |
مژده رحمت برساند سروش |
|
ديشب، پيام آورى از جانب دوست، مژده بخشش گناه داد و گفت: به وسيله ذكر و ياد او مى توان از گناهان وجودى و خودبينى، و يا ظاهرى، و ياآنچه زاهد گناه مىپندارد، پاكيزه گشت؛ كه: «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ»[٢]: (همانا خوبيها، بديها را از بين مى برد.- عفو و مغفرت پروردگارى، كار خود را خواهد كرد و رحمت واسعه او مژده وصال و قربش را مى دهد؛ كه: «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ»[٣]:
[١] - احزاب: ٣٥.
[٢] - هود: ١١٤.
[٣] - اعراف: ٥٦.