جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٢٢ - غزل ٣٤٣ فكر بلبل همه آن است كه گل شد يارش
اى سالكى كه در طريق ديدار دوست قرار گرفتهاى! در اين راه با مراقبه تمام نسبت به اعمال خود قدم بردار (و از اعمال ناشايسته، از گناه صغيره و كبيره، و از اخلاق ناپسند و امورى كه مطلوب دوست نيست، بپرهيز؛ زيرا هرچه سير دقيقتر گردد، موانع اگرچه مختصر هم باشد، سالك را از سير باز مى دارد. اگر در امور دنيوى و يا اخروى كوه مانع از رسيدن به هدف مى شود، در اين طريق كاه مانع است.)؛ كه حجابهاى ميان ما و معشوق سر مى شكند، و نمى گذارد الفتى ميان ما و او حاصل شود؛ كه:
٣١٣٦
«وَأنَّكَ لا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِكَ إلّاأنْ [وَلكِنْ] تَحْجُبَهُمُ الأعْمالُ السّيِّئَةُ [الآمالُ] دُونَكَ ...»
[١]: (و [مىدانم] كه تو از مخلوقاتت در حجاب نيستى، جز آنكه [يا: ولى] اعمال زشت [يا: آرزوهاى] شان حجاب آنها شود ...)
|
صحبت عافيتت، گرچه خوش افتاداى دل! |
جانب عشق عزيز است، فرو مگذارش |
|
اى خواجه! و يااى سالك! چنانچه عافيت و خوشيهاى دنيوى و يا اخروى، تو را ميسّر گردد وبه نظرت خوش آيد، نظر به عافيتى بالاتر كه در انس با معشوق حقيقى است بدوز؛ كه:
٢٤٨٥
«إنَّ العافِيَةَ فى الدّينِ وَالدُّنْيا لَنِعْمَةٌ جَليلَةٌ وَمَوْهِبَةٌ جَزيلَةٌ.»
[٢]: (براستى كه عافيت و سلامتى در دين و دنيا، نعمتى بزرگ و موهبت و عنايتى بسيار و عظيم است.- نيز:
٢٤٨٦
«بِالعافِيَةِ تُوجَدُ لَذَّةُ الحَياةِ.»
[٣]: (لذّت و خوشى زندگانى را تنها با عافيت مى توان چشيد.)؛ زيرا هيچ نعمتى لذّت بخش تر از آن نيست؛ كه: «وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ»[٤]: (و آنچه نزد خداست براى نيكان بهتر است.) ونيز: «لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ، وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ»[٥]: (آنان در خانه سلامت [بهشت] نزد.
[١] - اقبال الاعمال، ص ٦٨.
[٢] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب العافية، ص ٢٥٣.
[٣] ( ٢، ٣) غرر و درر موضوعى، باب العافية، ص ٢٥٣.
[٤] - آل عمران: ١٩٨.
[٥] - انعام: ١٢٧.