جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٠٠ - غزل ٣١١ منم كه ديده به ديدار دوست كردم باز
آرى، اين صبرِ عاشقِ صادق بر مشكلات و ابتلائات است كه به او صفا مىبخشد، و اين آتش هجران است كه وى را شايسته پذيرش معشوق قرار داده و از هر گونه شرك جلىّ و خفىّ پاكيزه مى گرداند.
خواجه هم مى خواهد بگويد: قبول حسنات و رفعت دادن آنها به سالك، و به مقام قرب جانان رساندنشان، با ابتلائات و هجران كشيدن حاصل مى شود؛ كه:
٢٢٧٥
«إنَّ عَظيمَ الأجْرِ لَمَعَ عَظيم البَلآءِ، وَ ما أحَبَّ اللَّهُ قَوْماً، إلّاابْتَلاهُمْ.»
[١]: (بدرستى كه پاداش بزرگ با آزمايش و گرفتارى بزرگ همراه است، و خداوند هيچ گروهى را دوست نداشته مگر آنكه گرفتار بلا و آزمايش نموده است.- نيز:
٢٢٧٦
«... فَمَنْ صَحَّ إيمانُهُ وَحَسُنَ عَمَلُهُ، إشْتَدَّ بَلآؤُهُ؛ وَمَنْ سَخُفَ إيمانُهُ وَضَعُفَ عَمَلُهُ، قَلَّ بَلآؤُهُ.»
[٢]: (... پس كسى كه ايمانش صحيح و درست و عملش نيكو باشد، بلا و آزمايشش سخت تر است؛ و هركس ايمانش سست و عملش ضعيف باشد، بلا و گرفتارىاش اندك است.).
(شايد منظور خواجه از «مفتى عشق»، رسول اللَّه ٦، و يا يكى از معصومين : باشند كه عاشق دوست را امر به صبر و تحمّل مشقّات نمودهاند.) لذا مى گويد:
|
ز مشكلات طريقت، عنان متاب اى دل! |
كه مرد راه، نينديشد از نشيب و فراز |
|
«طريقت»، همان عمل به «شريعت» است، و در اين راه سالك در كشاكش و مبارزه با شيطان و نفس واقع خواهد شد و مجاهدهاش او را به كمالات و قرب حضرت دوست راهنما مى گردد. دو روز دندان به جگر گذاشتن و پا بر هواهاى خود نهادن و هر آنچه موافق خواسته الهى است بجا آوردن است كه انسان را ملكوتى مىگرداند؛ كه:
٢٧٥٣
«عَبْدى! أطِعْنى، أجْعَلْكَ مَثَلى، أَنَا حَىٌّ لا أمُوتُ، أجْعَلُكَ حَيّاً لا تَمُوتُ؛ أنَا غَنِىٌّ لا
[١] - اصول كافى، ج ٢، ص ٢٥٢، روايت ٣.
[٢] - اصول كافى، ج ٢، ص ٢٥٢، روايت ٢.