قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٧٠٦ - مبحث دوم در تعهدات امين
ماده ٦٣٢: كاروانسرادار و صاحب مهمانخانه و حمامى و امثال آنها نسبت به اشيا و اسباب يا البسه واردين وقتى مسئول مىباشند كه اشيا و اسباب يا البسه نزد آنها ايداع شده باشد و يا اينكه بر طبق عرف بلد در حكم ايداع باشد.
- ر. ك: ٥١٥/ مس/ ٤٥.
مسأله ٢٦- اگر وديعه را منكر شود، يا به آن اعتراف نمايد ولى ادعاى تلف شدن يا برگرداندن آن را بنمايد و بينهاى نباشد قول، قول او است با قسمى كه مىخورد. و هم چنين است اگر بر تلف شدن توافق داشته باشند، ليكن مودع بر او ادعاى تفريط يا تعدى داشته باشد (و او منكر باشد كه قول او با قسم مقدم است). ج ١ ص ٦٨٦
مسأله ٢٧- اگر وديعه را به غير مالك بدهد و ادعاى اذن از مالك بنمايد و مالك انكار كند و بينهاى نباشد قول، قول مالك است. و امّا اگر در گرفتن اذن، او را تصديق كند ليكن تسليم آن را به كسى كه اذن داده، انكار كند، اين مورد مانند آن است كه ادعاى برگرداندن به مالك را نموده است در اين كه قول، قول او است (نه قول مالك). ج ١ ص ٦٨٦
(٦٢٤)
مسأله ٢٨- اگر وديعه را منكر شود امّا وقتى كه مالك بر آن اقامه بينه نمود آن را تصديق كند ليكن ادعا كند كه قبل از آنكه منكر آن شود تلف شده است، ادعايش شنيده نمىشود، و قسم و بينه- با اشكالى كه دارد- از او پذيرفته نيست. امّا اگر ادعا كند كه بعداً تلف شده است ادعايش شنيده مىشود، ليكن احتياج به بينه دارد. و با اين حال اگر انكارش بدون عذر باشد ضمان بر عهده او ثابت است.
ج ١ ص ٦٨٦
(٢٧٨- ٣١٠- ٦١٦)
مسأله ٢٩- اگر به وديعه اقرار كند سپس بميرد، پس اگر آن را در عين مشخص معيّن كه در حال مرگش موجود بوده تعيين كرده باشد، همان عين از تركهاش خارج مىشود. و همچنين است اگر آن را در ضمن چند مصداق از يك جنس كه در حال مرگ موجود بوده، تعيين كرده باشد، مثل اين كه بگويد: «يكى از اين گوسفندها از فلان كس نزد من وديعه مىباشد» پس در صورتى كه ورثه احتمال راست گفتن او را بدهند