قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٧٠٤ - مبحث دوم در تعهدات امين
امانت بر دو قسم است: مالكى و شرعى.
امّا اوّلى اين است كه با استيمان (امين گرفتن) مالك و اذن او باشد؛ چه عنوان عمل او ممحّض و منحصر در همين امانتدارى باشد مانند وديعه، يا به تبع عنوان ديگرى كه ذاتاً مقصود است باشد، چنانكه در رهن و عاريه و اجاره و مضاربه است؛ پس عين در اينها در دست طرف، امانت مالكى است، زيرا مالك آن را تسليم او نموده است و در دست او بدون مراقبت خودش واگذاشته است و حفظ آن را به عهده او نهاده است.
و امّا قسم دوم اين است كه استيلاى بر امانت و دست گذاشتن روى آن، با امين گرفتن و اذن مالك نباشد- و بدون آنكه عدوان و ظلمى باشد زير دست او آمده باشد- بلكه يا قهراً بوده است، مثل اينكه باد يا سيل آن را به ملك او آورده باشد و در دست او قرار بگيرد و يا اين كه مالك آن را به او تحويل دهد بدون آنكه هيچ يك از آنها (نه مالك و نه او) از آن اطلاع داشته باشند، مانند اين كه صندوقى بخرد و در آن چيزى از اموال فروشنده پيدا كند بدون آنكه فروشنده اطلاع داشته باشد، يا اينكه فروشنده و يا خريدار بيشتر از حقشان (در معامله) دريافت دارند، از جهت اينكه مثلًا در حساب اشتباه شده باشد، يا از شرع مقدس اذن (در گرفتن آن) باشد، مانند لقطه و ضالّه و آنچه براى رساندن به صاحبش از دست دزد و غاصب گرفته مىشود و هم چنين آنچه از (دست) بچه يا ديوانه از اموال خودشان هنگامىكه ترس آن است كه در دستشان تلف شود، به عنوان حسبه در حفظ گرفته مىشود و آنچه از اموال محترمه كه در معرض نابودى و تلف شدن است گرفته مىشود، مانند حيوانى كه مالكش معلوم است و در محل درندهها و مجراى سيل و مانند اينها باشد؛ كه همانا عين مال در همه اين موارد در دست كسى كه بر آن استيلا دارد امانت شرعى است كه بر او واجب است آن را حفظ نمايد و در اولين وقت ممكن به صاحبش- اگر چه مطالبه نكند- برساند، و هر گاه در دست او تلف شود ضمانى بر او نيست، مگر آنكه تفريط يا تعدى كرده باشد، مانند امانت مالكى. و احتمال دارد رساندن آن به مالكش واجب نباشد و كافى باشد كه به او اعلام كند كه نزد او است و بين آن و مالك تخليه نمايد، به طورى كه هر وقت