قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٧٩ - باب اول در احياء اراضى موات و مباحه
باره موكول به مقامات صالحه است. ج ٢ ف ص ٥٧٠- ٥٧١
(١٣٩)
س ٨- زمينى است به مساحت معيّنى در محلى كه متعلّق به سه نفر است و تعداد زيادى اشجار مثمره و غير مثمره در آن غرس نمودهاند، آيا اين، شرعاً عمران محسوب مىگردد يا خير؟
ج- اگر به قصد احيا و استملاك زمين در آن غرس اشجار شده و به صورت باغ درآمده، عمران محسوب است و به احياكننده يا وارث او اختصاص دارد.
ج ٢ ف ص ٥٧١
(١٤٣)
ماده ١٤٢: شروع در احيا از قبيل سنگ چيدن اطراف زمين يا كندن چاه و غيره تحجير است و موجب مالكيت نمىشود ولى براى تحجيركننده ايجاد حق اولويت در احيا مىنمايد.
مسأله ١٨- در تملك با احيا شرط است كه شخصى به وسيله تحجير بر او سبقت نگرفته باشد؛ زيرا تحجير براى تحجيركننده مفيد اولويت است، پس او نسبت به احيا و تملك مورد تحجير، از غير خودش اولى مىباشد؛ بنابراين، حق جلوگيرى دارد. و اگر بر تحجيركننده زور بگويد و آن را احيا كند مالك آن نمىشود. و منظور از «تحجير» اين است كه آنچه دلالت بر اراده احيا نمايد احداث كند مانند قرار دادن سنگها يا جمع نمودن خاك يا كندن پايه يا فرو بردن تخته، يا نى يا مانند اينها در اطراف و جوانب آن، يا اينكه شروع كند در احياى آنچه كه احياى آن را اراده نموده است، مانند اينكه چاهى از چاههاى قنات مندرسى كه احياى آن را اراده نموده است حفر كند، زيرا كندن آن نسبت به بقيّه چاهها تحجير مىباشد، بلكه و نسبت به زمينهاى مواتى كه بعد از جريان از آب قنات آبيارى مىشوند؛ پس كسى حق احياى آن قنات و احياى آن زمينها را ندارد. و همچنين است اگر بخواهد نيزارى را كه در آن آب و نى مىباشد احيا كند پس اگر فقط شروع به قطع آب آن نمايد تحجير آن مىباشد و كسى حق ندارد كه با قطع نى آن، آن را احيا كند. ج ٢ ص ٢١٩
مسأله ١٩- تحجير، علاوه بر دلالتش بر اصل احيا، بايد بر مقدارى كه احيايش را