قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٣٦ - باب ششم در شكار
بكشند، خوردن آن حلال است. البته در فرستندههاى متعدّد و سگهاى متعدّد معتبر است كه همه داراى امورى كه شرعاً معتبر است باشند؛ پس اگر فرستنده دو نفر باشند كه يكى از آنها كافر است يا يكى از آنها ذكر خدا ننمايد، يا دو سگ را بفرستد كه يكى از آنها تعليم ديده و ديگرى تعليم نيافته است و هر دو آن را بكشند حلال نمىشود. ج ٢ ص ١٤٦
مسأله ٦- از شكارى كه به وسيله آلت جمادى كشته شده خورده نمىشود مگر اينكه به وسيله شمشير يا چاقو يا خنجر و سلاحهاى ديگرى كه به واسطه تيزى مىبرند، كشته شده باشد، يا به وسيله نيزه و تير و خدنگ از چيزهايى كه به واسطه تيزى سوراخ مىنمايند، حتى عصايى كه در سرش آهن تيزى است. و بين اينكه مانند پيكان باشد كه نوك تيز بر آن سوار مىشود يا به خودى خود به طور برنده يا سوراخكننده ساخته مىشود فرقى نيست، بلكه بعيد نيست كه آهن بودن آن معتبر نباشد؛ پس همينكه سلاح برنده يا سوراخكننده باشد از هر فلزى حتى از برنج و طلا و نقره، كفايت مىكند. و احتياط (مستحب) اعتبار آن است. و بنابر احتياط (واجب) معتبر است كه به طور عادى از آن به عنوان سلاح استفاده شود، پس شامل سوزن و خار و سيخ و مانند اينها نمىشود. و ظاهراً در وسيله مذكور يعنى وسيله داراى آهن تيز، معتبر نيست كه پاره كند و جراحت ايجاد نمايد، بلكه اگر به شكار تيرى بزند يا نيزه بر آن پرتاب كند و آن را به وسيله تير و يا پرتاب نيزه به قتل برساند بدون آنكه اثر تير و نيزه در آن باشد، خوردن آن حلال است. و «معراض» به وسيله آهنى ملحق مىشود. و معراض- چنانكه گفته شده- چوبى است كه داراى پيكان نيست ولى دو طرف آن تيز است و وسط آن سنگين است، يا تيرى است كه سرش تيز است و پيكان ندارد، يا تيرى است كه نوك تيز ندارد و وسط آن ضخيم مىباشد و به پهناى آن به شكار مىخورد نه به تيزى آن. و به هر حال وقتى مقتول اين وسيله (معراض) حلال مىشود كه شكار به وسيله آن ولو مختصراً پاره و سوراخ شود؛ پس اگر به وسيله سنگينى آن بدون آنكه پاره نمايد كشته شود حلال نمىباشد، و احتياط (واجب) آن است كه از معراض به غير