قانون مدنى و فتاواى امام خمينى(با تحقيق جديد) - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٣٠ - مبحث دوم در وقف
كه همان، وگرنه بايد نظر متولى منصوب از طرف واقف در معين كردن ساكنين متابعت شود و در نبود او بايد رجوع به قرعه نمود، پس كسى كه اسمش در بيايد ساكن مىشود و كسى كه ساكن نشده است حق مطالبه اجاره حصهاش را ندارد.
ج ٢ ص ٨٣- ٨٤
(٤٧٣- ٤٩٩)
مسأله ٦٦- اگر بگويد: «بر اولادم و فرزندان اولادم وقف نمودم» شامل همه بطنها مىشود- چنانكه گذشت-؛ پس اگر ترتيب يا تشريك، مساوات يا تفضيل، مرد بودن يا زن بودن يا غير اينها را شرط كند همان را بايد متابعت نمود. و اگر مطلق بگذارد مقتضايش تشريك و شامل شدن مرد و زن و مساوات و برترى ندادن مىباشد. و اگر بگويد: «بر اولادم سپس بر فرزندان اولادم وقف نمودم»، قطعاً مفيد ترتيب بين اولاد و فرزندان آنها است و اما نسبت به بطنهاى بعدى ظاهراً دلالتى بر ترتيب ندارد؛ پس فرزندان آنها با اولادشان شريك مىباشند مگر اينكه قرينهاى باشد كه دلالت كند بر اينكه حكم آنها (فرزندان مع الواسطه با اولادشان) مانند حكم اولاد بلاواسطه با فرزندان ايشان است و ترتيبى كه بين اولاد و فرزندانشان ذكر شده از باب مثال است و مقصود، ترتيب در سلسله فرزندان است و اينكه وقف براى الاقرب فالاقرب نسبت به واقف مىباشد. ج ٢ ص ٨٤
س ٤٢- اينجانب ملكى را وقف كردهام كه درآمدش به مصرف فقرا برسد ولى تعيين نشده كه به نسبت افراد تقسيم شود يا به نسبت خانوار، تكليف چيست؟
ج- در فرض مرقوم به هر نحو خواستيد زير نظر متولّى شرعى تقسيم نماييد، مانع ندارد. ج ٢ ف ص ٣٥١
ماده ٨٨: بيع وقف در صورتى كه خراب شود يا خوف آن باشد كه منجر به خرابى گردد به طورى كه انتفاع از آن ممكن نباشد در صورتى جايز است كه عمران آن متعذر باشد يا كسى براى عمران آن حاضر نشود.
مسأله ٧٣- وقفهاى خاص مانند وقف بر اولاد و وقفهاى عامى كه وقف بر عنوانهاى عمومى مىباشد مانند فقرا، فروش و انتقال آنها با يكى از اسباب نقل جايز