دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٦ - ٣/ ٤٣ شيخ محمد شوشترى كوفى
از خواب، بيدار شدم. آمدم اثرى از مرض نمانده است.
بنده تا دو هفته از نشر اين قضيّه عجيب براى اطمينان كامل، از عود مرض، خوددارى نمودم و بعد، از پروفسور (اكوبيانس) تصديق كتبى گرفتم كه اگر همين مرض بدون وسايل طبّى و جرّاحى بهبودى حاصل نمايد، به كلّى خارج از قانون طبيعت است و آقاى دكتر معاضد هم نوشت كه چاره منحصر به فرد اين مرض را در خارج كردن تمام رَحِم مىدانستم و حالا چهار ماه است تقريباً به هيچ وجه از مرض مزبور، اثرى نيست.
پس از اين قضيّه، مادام (اكوبيانس) باز مريضه را معاينه كامل نمود، اثرى در رحم و پستانها نديده است. از همان ساعت، خواب و خوراك مريضه به حال صحّت برگشته و از سابق، سوء هضمى مزمن داشت، آن هم رفع شده است. الأقلّ العاصى دكتر عبد الحسين تبريزى لقمان الملك».[١]
٣/ ٤٣: شيخ محمّد شوشترى كوفى
٨٥٥. آية اللَّه مرتضى حائرى يزدى مىگويد: از حوادث و داستانهاى مسلّم راجع به رسيدن به خدمت حجّت عليه السلام ماجراى آقاى شيخ محمّد كوفى[٢] است كه آقاى امام سدهى[٣]- كه بسيار سيّد صالح و درستى بود و نگارنده، كاملًا ايشان را مىشناختم و با ايشان آمد و شد داشتم-، به خطّ خودشان از خود آقاى كوفى نقل كردهاند، چنين مسطور است: جناب آقاى شيخ محمّد كوفى- كه به زهد و تقوا و صلاح بين خواصّ علما
[١]. الكلام يجرّ الكلام: ج ١ ص ١٣٨. نيز، ر. ك: سرّ دلبران: ص ١٥٤.
[٢]. شيخ محمّد شوشترى كوفى، فرزند شيخ محمّدطاهر، ساكن در كوفه است.
[٣]. از اخيار علماى معروف به تقوا و سداد و مورد وثوق مرجع بزرگ شيعه و مجدّد آثار اهل بيت عليهم السلام آية اللَّه بروجردى قدس سره بود. لذا ايشان را براى تأسيس حوزه علميّه در كرمانشاه و افتتاح مدرسهاى كه به امر ايشان در آن شهر بنا شد، اعزام فرمود.