دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣ - ٢/ ٤ ابو سعيد
يحيى بن خاقان،[١] و شورش زنگيان در بصره، آنها را غافلگير كرد و به آنها مشغول شدند و از آن زن (كنيز امام حسن عليه السلام و مادر امام زمان عليه السلام) غافل ماندند و او از دستشان بيرون آمد.[٢]
٢/ ٤: ابو سعيد
٧٧٩. ابو سعيد غانم[٣] هندى گفته است: من در شهر هند، معروف به كشمير داخلى، با شمارى از دوستانم در سمت راست سلطان بر صندلى مىنشستيم. آنها چهل تن بودند و همگى كتابهاى چهارگانه تورات و انجيل و زبور و صُحُف ابراهيم را مطالعه مىكردند. ما بين مردم، قضاوت مىكرديم و [تعاليم و احكام] دينشان را به آنها مىآموختيم و در باره حلال و حرامشان فتوا مىداديم. مردم به ما مراجعه مىكردند، از پادشاه گرفته تا ديگران. قدرى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سخن به ميان آورديم و گفتيم: اين پيامبرى كه در كتابها [ى آسمانى] از او ياد شده، حقيقتش بر ما پوشيده است. بايد در باره او جستجو و پيگيرى كنيم [ببينيم او كيست]. همگى توافق كرديم كه من بروم و برايشان تحقيق كنم. من هم پول بسيارى با خود برداشتم و از كشمير خارج شدم. دوازده ماه راه رفتم تا نزديك كابل رسيدم. عدّهاى از تُركها به من حمله كردند و راه را بر من بستند و پولهايم را گرفتند و به شدّت مجروح شدم. مرا به شهر كابل بردند. پادشاه آن جا، چون از مأموريت من آگاه شد، مرا به شهر بلخ- كه داوود بن عبّاس بن ابى اسود، حاكم وقت آن بود- فرستاد. به او خبر دادند كه من از هند براى تحقيق آمدهام و زبان فارسى مىدانم و با فقيهان و متكلّمان، بحث و
[١]. وزير متوكّل و معتمد عبّاسى تا هنگام مرگش در سال ٢٦٣ ق.
[٢]. كمال الدين: ص ٤٧٥ ح ٢٥، الثاقب فى المناقب: ص ٦٠٧ ح ٥٥٤، الخرائج و الجرائح: ج ٣ ص ١١٠١ ح ٢٣، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٦٧ ح ٥٣.
[٣]. در الخرائج والجرائح« ابو سعيد غانم بن سعيد هندى» آمده است.