دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣ - ١/ ٥ احمد بن اسحاق بن سعد
گفتم: آرى.
فرمود: «من كيستم؟».
گفتم: تو سَرور من و فرزند سَرور من هستى.
فرمود: «در اين باره از تو نپرسيدم».
گفتم: خدا مرا فدايت كند! پس برايم توضيح بده.
فرمود: «من آخرين وصيّم و خداوند به وسيله من، بلا را از خانواده و شيعيانم دور مىگرداند».[١]
١/ ٥: احمد بن اسحاق بن سعد
٧٦٢. احمد بن اسحاق بن سعد اشعرى[٢] مىگويد كه: بر ابو محمّد (امام عسكرى عليه السلام) وارد شدم. مىخواستم از او جانشين پس از او را جويا شوم كه بى مقدّمه فرمود: «اى احمد بن اسحاق! خداى- تبارك و تعالى- زمين را از هنگام خلقت آدم تا كنون، از حجّت خدا بر خلقش خالى نگذاشته است و تا قيام قيامت نيز خالى نمىگذارد.
خداوند، با او بلا را از زمينيان دور مىكند و با وى باران فرو مىفرستد و با همو بركات زمين را بيرون مىكشد».
گفتم: اى فرزند پيامبر خدا! امام و جانشين پس از تو كيست؟
امام عليه السلام به شتاب برخاست و به درون خانه رفت و سپس در حالى بيرون آمد كه پسرى را بر دوش خود گرفته بود. پسر، سهساله مىنمود و چهرهاش به سان ماه شب چهارده بود. فرمود: «اى احمد بن اسحاق! اگر جايگاه تو نزد خداى عز و جل و
[١]. كمال الدين: ص ٤٤١ ح ١٢، الغيبة، طوسى: ص ٢٤٦ ح ٢١٥، الخرائج و الجرائح: ج ١ ص ٤٥٨ ح ٣، كشف الغمّة: ج ٣ ص ٢٨٩، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٣٠ ح ٢٥.
[٢]. ر. ك: ج ٣ ص ١٤٩ پانوشت ح ٥٣٥.