دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٢ - ٣/ ٤٤ صبيه آية الله اراكى
٣/ ٤٤: صبيّه آية اللَّه اراكى
٨٥٧. عدّهاى از شاگردان آية اللَّه العظمى آقاى اراكى، از معظّمُ له خواستند كه داستان تشرّف دخترشان را خدمت امام عصر- أرواحنا فداه- بيان كنند. فرمودند: اين دخترم به احكام شرعى و دستورهاى مذهبى، كاملًا وارد بوده و نسبت به اعمال شرعى، پايبند است. بنده از دوران كودكى تا به حال، مواظب حال او بودم، تا اين كه چندى پيش مىخواست عازم مكّه شود؛ ولى شوهرش نمىتوانست همراه او برود و پسرش هم راضى نشد كه همراه او به مكّه مشرّف شود.
سرانجام، بنا بر اين شد كه در معيّت آية اللَّه آقاى حاج آقا موسى زنجانى و خانواده ايشان به حج مشرّف شود. موقع خداحافظى، او از تنهايى اظهار نگرانى مىكرد و مىگفت: با اين وضع، چگونه اعمال حج را به جا آورم؟
من به او ياد دادم كه اين ذكر «يا حفيظ يا عليم» را زياد بگويد. ايشان خداحافظى كرده و به حج رفت. روزى كه از سفر حج باز گشت، خاطرهاى براى من نقل كرد كه:
موقع طواف خانه خدا، من معطّل ماندم. ديدم كه با اين ازدحام و جمعيت نمىتوانم طواف كنم. لذا در كنارى به انتظار ايستادم. ناگهان صدايى شنيدم كه مىگفت: «ايشان امام زمان است. متّصل شو به امام زمان خود و پشت سر او طواف كن!». ديدم آقايى در ميان جمعيت، جلو است و دور او حلقهاى زده شده كه هيچ كس وارد آن حلقه نمىتوانست بشود. من وارد آن حلقه شدم. دستم را به عباى ايشان گرفتم و مكرّر مىگفتم: قربان شما بروم! و هفت بار دور خانه خدا را بدون هيچ ناراحتىاى طواف كردم.
آقاى اراكى فرمودند كه: من از دخترم پرسيدم: در مرتبه بعد، چگونه طواف كردى؟ گفت: به دنبال آقا، طواف كردم.