دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٦ - ٣/ ١٨ سيد محمد آوهاى
فرمود: «منم حجّت خدا بر بندگان خدا و بقيّة اللَّه در زمين او. منم آن كسى كه زمين را از عدل و داد پُر خواهم كرد، آن چنان كه از ظلم و جور پر شده است. منم فرزند حسن بن على بن محمّد بن على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب».
بعد از آن فرمود: «چشمهايت را ببند». بستم. سپس فرمود: «بگشا». گشودم و خود را در پيش روى قافله ديدم. پس ايشان- كه درود خداوند بر او باد- از نظرم غايب شد.[١]
٣/ ١٨: سيّد محمّد آوهاى
٨٣٠. محدّث نورى مىگويد: علّامه حلّى (م ٧٢٦ ق) در آخر كتاب منهاج الصلاح[٢] نوشته است: دعاى عبرات، دعايى معروف است كه از امام صادق عليه السلام روايت شده و سيّد رضى الدين محمّد آوى[٣] نيز حكايت مشهورى با آن دارد كه نوه علّامه حلّى، فخر الدين محمّد، آن را از پدرش، از جدّش علّامه حلّى، در حاشيه كتاب ياد شده چنين نقل كرده است: سيّد محمّد آوى، مدّتى طولانى در بند يكى از كارگزاران سلطان جرماغون (يكى از فرماندهان اصلى سپاه چنگيزيان مغول) بود و بر او [در خوردن و نوشيدن] سخت گرفته بودند تا اين كه امام زمان عليه السلام را در خواب مىبيند و مىگريد و مىگويد: اى مولاى من! براى رهايىام از اين ستمگران، شفاعت كن.
[١]. نجم الثاقب: ص ٢٦٥ ح ٣.
[٢]. منهاج الصلاح: ص ٥١٤.
[٣]. سيّد رضى الدين محمّد بن محمّد بن زيد بن داعى آوى علوى حسينى( م ٦٥٤ ق): فاضل جليل القدر و سيّدصالح عابد زاهد و صاحب مقامات عالى و دوست- همدوره سيّد ابن طاووس و پدر علّامه حلّى بوده است و ابن طاووس در نوشتههايش از او به عنوان برادر، ياد و برخى حكايات را از او نقل مىكند. او در مجاورت مزار امير مؤمنان عليه السلام سُكنا گزيده بود( أمل الآمل: ج ٢ ص ٢٩٨ ش ٩٠٠، أعيان الشيعة: ج ٩ ص ٤٠٥ ش ٩٢٨، خاتمة المستدرك، ج ٢ ص ٣٢٥).