دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٠ - ٣/ ٢١ حسين مدلل
به او گفته شد: چرا او را به زير گنبد معروف به مقام صاحب الزمان عليه السلام در حلّه نمىبرى؟ شايد خداوند متعال، او را آن جا سلامت بخشد! او چنين كرد و وى را زير آن خواباند و صاحب الزمان عليه السلام، او را ايستاند و فلجش را شفا داد.
سپس بعدها با او دوست و برادر شدم، به گونهاى كه از هم جدا نمىشديم و ماجرا را از خودش شنيدم و اين كه حجّت عليه السلام به او فرموده بود: «به اذن خدا برخيز!» و به ايستادن او كمك كرده است، و مردم چون چنين ديدهاند، بر سرش ريخته و لباسهايش را پاره پاره كرده و براى تبرّك بردهاند، تا آن جا كه مردم، از لباسهاى خود به او پوشانده و به خانهاش رساندهاند.
من اين حكايت را بارها و به درخواست مردم، از خودش شنيدم تا آن كه به سال ٧٥٥ ق در جارف در گذشت.[١]
٣/ ٢١: حسين مدلَّل
٨٣٣. سيّد على بن عبد الكريم بن عبد الحميد نيلى گفته است كه: در رؤيت امام قائم عليه السلام خبرى مشهور نزد بيشتر اهالى نجف است. خبر را يكى از افرادى كه به او اعتماد دارم، برايم اين گونه نقل كرده است:
خانهاى كه اكنون (سال ٧٨٩ ق) در آن ساكن هستم، از آنِ مردى صالح و اهل خير به نام حسين مدلَّل بود كه گذرى هم به نام او، چسبيده به مزار شريف امام على عليه السلام قرار داشت. او مردى عيالوار و بچّهدار بود كه فلج شد و مدّتى نتوانست از جا برخيزد و خانوادهاش او را بلند مىكردند و براى كارها و نيازهايش اين سو و آن سو مىبردند. اين وضع به درازا كشيد و بر خانوادهاش سخت گذشت و به مردم، نيازمند شدند و مردم هم بر آنان سخت گرفتند [و كمك نكردند]. در سال ٧٢٠ ق، شبى
[١]. السلطان المفرِّج عن أهل الإيمان: ص ٤٤، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٧٣ ح ٥٥، نجم الثاقب: ص ٣٦٢ ح ٤٣.