دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥ - ٢/ ٢٣ يعقوب بن يوسف ضراب غسانى
ابو الطيّب به او گفت: از كجا دانستى كه او صاحب الزمان عليه السلام است؟
گفت: هيبتش به گونهاى به دلم افتاد و چنان ترس از او مرا فرا گرفت كه دانستم او صاحب الزمان است.
اين، دليل بريدن من از او [و پيوستنم به شما] است.[١]
٢/ ٢٣: يعقوب بن يوسف ضراب غسّانى
٨٠٧. يعقوب بن يوسف ضرّاب غسّانى[٢] گفته است كه: در بازگشت از اصفهان در سال دويست و هشتاد و يك هجرى قمرى، همراه گروهى از همشهريان سنّى مذهبم به حج رفتم.
هنگامى كه به مكّه رسيديم، برخى از آنها جلوتر رفتند و خانهاى در كوچهاى ميان بازار شب برايمان كرايه كردند. آن، خانه خديجه بود و خانه رضا عليه السلام نيز ناميده مىشد. در آن جا پيرزنى گندمگون بود كه چون پى بردم آن جا را خانه رضا مىگويند، از او پرسيدم: با صاحبان اين خانه، چه نسبتى دارى؟ و چرا اين جا را خانه رضا مىنامند؟ گفت: من از كنيزان آزاد شده آنها هستم و اين، خانه [امام] على بن موسى الرضا عليه السلام است كه [امام] حسن بن على [عسكرى عليه السلام] مرا در آن جا سُكنا داد؛ زيرا من از خادمانش بودم.
من چون اين را شنيدم، با او انس گرفتم و ماجرا را از همراهان سنّىمذهبم پوشيده داشتم، و چون شبهنگام از طواف باز مىگشتم، همراه آنان در ايوان سرپوشيده خانه مىخوابيدم و در را مىبستيم و سنگ بزرگى، پشت در مىنهاديم و پشت در، حلقهوار مىخوابيديم. چندين شب در ايوانى كه در آن بوديم، نور
[١]. الغيبة، طوسى: ص ٤٠٠ ح ٣٧٥، بحار الأنوار: ج ٥١ ص ٣٦٩.
[٢]. از وى تنها همين روايت نقل شده است كه جريان تشرّف در سال ٢٨١ ق را بيان مىكند( مستدركات علمرجال الحديث: ج ٨ ص ٢٨٠ ش ١٦٤٦٦. در قاموس الرجال( ج ١١ ص ١٤١ ش ٨٥٠٥) به جاى« اصفهانى»،« غسّانى» آورده است.